بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
6ما نباید دنبال این باشیم كه نحوهای مطلب را بچرخانیم، دور بزنیم، به یك نحوی توجیه كنیم كه موجب خوشآمدن یك عدهای باشد. آیا رواست انسان برای خوشآمدن نابجا، حقیقت را از عدهای مستعد و قابل محروم كند؟ آیا این بیعدالتی و بیانصافی نیست؟ آیا برای اینكه عدهای را خوش نیاید ما حقیقت را كتمان كنیم و به گوش افرادی مستعد و قابل و افرادی كه به دنبال درك واقعیت و درك حقیقت هستند ما مطلب را به گوش آنها نرسانیم؟ بخاطر اینكه یك عدهای را بد آید؟ بگذار بد آید! یك عدهای را ناخوش آید؟ ناخوش آید. مگر من متوكل بر دین مردم هستم؟! مگر من و امثال من وكیل بر دین و مذهب و مرام مردم هستیم؟ وظیفهای كه به ما سپرده شده:
اوّل: آنطور كه بایدوشاید خود را به مرام و مبانی و مكتب امام علیه السّلام تا حد امكان و سعه وجودی نزدیك كنیم.
دوّم: آنچه را كه دریافتیم بدون هیچگونه ملاحظه برای افراد بیان كنیم.
فقط این دو مسئله است؛ اما اینكه افراد را خوش آید خوش نیاید، این دیگر وظیفه ما نیست. رُك گفتن و صادقانه با مردم صحبت كردن و حقائق را بیپرده بیان كردن و بدون لفافه و شفاف برای مردم عرضه داشتن این خروج از دین نیست، این جزء اصول دین است. بله، سبّ كردن و ناسزا گفتن و مردم را در تضییق قرار دادن و دین خودساخته و اعتباری را به مردم تحمیل كردن و مردم را بهدنبال خود دعوت كردن و خود را خودمحور دانستن و مردم را از عقل و درایت كه نعمت الهی است به مردم، بی بهره دانستن و آنها را به حساب نیاوردن و خود را قیم و ولی مردم دانستن این خروج از دین است! این نیست كه انسان بخواهد یك مطلب واقعی و حقیقی را اگر بگوییم، مردم از امیرالمؤمنین بدشان میآید! خب بدشان میآید كه بدشان میآید. آیا امیرالمؤمنین این مطلب را فرموده یا نفرموده؟ اگر نفرموده صاف بگویید نگفته دروغ است به این دلیل. و واقعاً جای بسی تأسّف است كه ما احساس میكنیم این دردی كه ما را فرا گرفته و ما خود را دلسوزتر از مادر و دایه دلسوزتر از مادر میدانیم و خود را قیم میدانیم درحالیكه بواسطه این مسئله نعمتهایی را از مردم محروم كردیم و نمیگذاریم حقایق به گوش مردم برسد و خیال میكنیم كه داریم راه درست میرویم و این مسئله از زمان سابق بوده است.

