در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین‏

14424
عنوان بصری
نسخه عربی

بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین‏

4
  • وقتی‌كه یك مسلمان می‌خواهد موقع نماز رو به خدا برود، روایت داریم رسول خدا وقتی‌كه با مردم صحبت می‌كرد، در منزل می‌آمد همین‌طور به آسمان نگاه می‌كرد چه موقع خورشید زوال پیدا می‌كند ـ آن پیغمبر بود! ـ یعنی دنبال این می‌گشت كه چه وقت خورشید دارد به زوال می‌رسد كه بلند شود و ندای‌ارحنى یا بلال؛1 ای بلال بیا مرا راحتم كن، بلند شو اذان بگو و مرا راحت كن! از این گرفتاری از این صحبت از این معاشرت از این دور بودن، بالأخره موقع نماز حالت حضوری است كه آن حالت در غیر نماز نیست ولو برای رسول خدا! این‌طور نیست قضیه. ارحنی یا بلال معنایش این است چه موقع می‌شود ای بلال كه خورشید به زوال برسد و تو بیایی و این ندای ورود در حرم را به ما اعلان كنی! چه موقع می‌شود موقع غروب خورشید بیاید و با صدای اذان اجازه ورود در دربار را به ما بدهند، این معنای نماز است.

  • در یك جلسه‌ای كه ما با مرحوم آقای حداد ـ رضوان اللَه علیه ـ بودیم ایشان از نماز به این تعبیر می‌آوردند: نماز حالت نیاز و احتیاجی است كه خواهی نخواهی یك بنده در وجود خودش احساس می‌كند. حالا ما این احساس را داریم؟ واقعاً ما این احساس را داریم؟ آن حالت احتیاج كه انسان در وجود خودش احساس كند او را برمی‌انگیزد برای نماز.

  • الآن نصاری عبادتشان چطوری است؟ هفته‌ای یك مرتبه كلیسا می‌روند، هركاری هم كه در عرض هفته كردند می‌روند در یك اطاق می‌نشینند و كشیش هم می‌آید بغلشان می‌نشیند یك چیزی ردوبدل می‌كنند و بهشت را می‌خرند و جهنم را می‌فروشند و پاك می‌شوند! یك سرودی و می‌آیند بیرون. این وضعیت كلیسا است! مسیحیت این‌طور است. بر فرض اینكه این عبادتشان درست است، این مراسمی كه انجام می‌دهند همه صحیح است معنایش این است كه در عرض این یك هفته فقط یك بار خدا به اینها اجازه حضور و ملاقات داده! اما به مسلمان چند بار اجازه داده؟ در هر بیست و چهار ساعتی پنج بار اجازه حضور و ملاقات داده، حضور و ملاقات الزامی، نه اینكه بگوید اگر می‌خواهی‌بیا، می‌گوید باید بیایی؛ یعنی بر آن اساس نیاز مبرم و نیاز شدید، این حضور الزامی می‌شود. حالا اگر شما نیازت را بیشتر احساس كردی نماز شب را هم بر خودتان واجب می‌كنید. مگر در اوّل اسلام واجب نبود؟ در صدر اسلام نماز شب واجب بود بعد نسخ شد و مستحب شد، البته برای رسول خدا به حال وجوب باقی ماند. اگر نیازمند باشید واجب می‌كنید، اگر باز نیاز بیشتر پیدا كنید نوافل را بر خودتان واجب می‌كنید، اگر باز نیاز بیشتر كنید بعضی از ادعیه را برای خودتان واجب می‌كنید، اگر باز نیاز بیشتر بكنید ... بعد انسان به یك مرتبه‌ای می‌رسد كه یك ثانیه ـ دقت كنید اینكه من عرض می‌كنم مسائلی است كه با چشم خودم تجربه كردم و در احوال بزرگان مشاهده كردم ـ انسان به یك مرتبه‌ای می‌رسد كه تمام وجودش را نیاز و احتیاج می‌گیرد. ما در شبانه روز خیلی خیلی بخواهیم سر خدا منّت بگذاریم و خیلی بخواهیم به خودمان احترام بگذاریم شاید پنج دقیقه بیشتر فكر نكنیم، پنج دقیقه به خود بیاییم، پنج دقیقه به احوال خود برسیم، پنج دقیقه به نقائص خود، پنج دقیقه، ده دقیقه. سالك به یك جایی خواهد رسید كه تمام وجودش می‌شود نیاز محض و افتقار محض. آنجاست كه تمام اوقاتش می‌شود اوقات نماز؛ یعنی به یك مرتبه‌ای رسید كه تمام سراپای وجودش شد نیاز، آن وقت هر لحظه‌ای كه از او بگذرد انگار در حال نماز گذشته است.

    1. مفتاح الفلاح، ص ١٨٣: رُوِىَ أنّ النبىَّ صلى الله عليه و آله و سلم کان ينتظر دخولَ وقتِ الصلاةِ و يقول: أرِحنا يا بلالِ.