در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین‏

14424
عنوان بصری
نسخه عربی

بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین‏

3
  • حال این مقدمه آیا بر اساس قوانین من‌درآوری و اعتباری ما می‌تواند تحقّق پیدا كند؟ این امكان ندارد. آن خداوندی كه ما را خلق كرده و ما را بر اساس قوانینی در این دنیا آورده و به ما تكلیف داده و اوامر و نواهی را متوجه ما كرده‌است قطعاً این اوامر و نواهی در راستای تكامل ما می‌تواند قرار بگیرد، نه آنچه كه به ذهن ما می‌رسد و نه آنچه كه خوشایند ما خواهد بود هیچ‌كدام از اینها. روی این جهت آنچه كه برای انسان مهم است این است كه خود را با آن قوانین و اوامری كه «او» برای ما تعیین كرده وفق بدهیم نه اینكه ناراحت بشویم. خود را با آن قوانینی كه «او» برای ما آورده تطبیق بدهیم نه اینكه از زیر آن اوامر شانه خالی كنیم. اگر شانه خالی كنیم این خسارت متوجه كه خواهد شد؟ اگر زیر بار این اوامر و نواهی نرویم ضررش متوجه كه خواهد شد؟ متوجه خدا خواهد شد یا متوجه پیغمبر خدا؟ هیچ‌كدام.

  • اگر تمام افراد عالم بیایند بگویند خدایا ما تو را عبادت نمی‌كنیم، می‌گوید: نكنید كه نكنید. اصلًا چه كسی گفته اطاعت كنید؟! به جای اینكه حالا ما بیاییم برای شما ناز كنیم، ما بیاییم برای شما یك همچنین خدایی هستیم، ما همچنین منّتی بر شما می‌گذاریم ما همچنین لطفی بر شما می‌كنیم. حالا شما بیایید ناز كنید كه خدایا ما عبادت می‌كنیم! حالا شما از امشب تصمیم بگیرید نماز نخوانید، ببینید خدا ناراحت می‌شود یا نه؟ از ظهر امروز جمعه پنجم رجب خدایا ما می‌خواهیم برای تو ناز كنیم نماز نخوانیم! می‌گوید صد سال نمی‌خواهد بخوانی، كه گفته می‌خواهی بخوانی؟!

  • این مسئله را باید متوجه باشیم كه عبادت ما و نماز ما به درگاه الهی نیاز ماست و ناز از اوست. معنای نیاز احتیاج است؛ یعنی خدایا من چون نیاز دارم، دارم نماز می‌خوانم چون احتیاج دارم، چون این وجود من خام و نپخته خواهد شد، چون سعادت ابدی را در پیش دارم، چون به نعمت كبری الهی و ابدی می‌خواهم برسم، تمام این مطالب اقتضا می‌كند كه انسان برود به طرف خدا، برود به طرف نماز، برود به طرف دعا، برود به طرف روزه، برود به طرف عبادت، برود به طرف‌انفاق، این را می‌گویند تطبیق احكام شرعی بر قوانین فطری و تكوینی معنایش این است. ما حالمان چطوری است؟ این‌طوری است دیگر: ای داد، بی‌داد یك نمازی هم به گردن ما افتاده است و بلند شویم بخوانیم و خیالمان را راحت كنیم و بعد بقیه حرفهایمان را بزنیم! هان! نمی‌گوییم؟! ای بابا، دیگر چه كار كنیم؟ اگر نگوییم ملائكه می‌آیند و غلاظ و شداد و باید آن‌طرف حساب و كتاب پس بدهیم! این طریق نماز خواندن كه نیست، این طریق رو به خدا رفتن كه نیست.