بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
2أعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
وصلّى اللَه على سیدنا و نبینا أبى القاسم محمّد
وعلى آل بیته الطّاهرین، و اللعنة على أعدائهم أجمعین
بحث ما در حدیث شریف «عنوان بصری» روی اطاعت همسر و زوجه از شوهر و محدوده اطاعت و اصل و ریشه این قانون و حكم است، و چون به تصریح آیه شریفه الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَه بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا ... النساء، ٣٤ قیومیت و قوّامیت مردان بر زنان را بر اساس تفضیل و فضلی كه خداوند مقرر كرده، روی این جهت باید ببینیم این تفضیل بر چه محوریتی هست و موارد تفضیل چگونه است؟ و آیا این تفضیل موجب مرجوحیت و تنزّل رتبه زن از مرد میشود یا نمیشود؟
راجع به بحث گذشته مطالبی عرض شد كه جنبه مقدمی داشت و با اینكه نسبت به این موضوع خود ما هم تصریح كرده بودیم ولی صحبت جلسه گذشته موجب سؤالها و بروز نظرها و اظهار سلیقههایی شده بود و مشخص هم هست كه از چه طیف و در چه محدودهای اینگونه سؤالات برمیخیزد! البته با توجه به مسائلی كه در پیش داریم انشاءاللَه امیدواریم این مشكلات حل شود و این سؤالات پاسخ داده بشود و انشاءاللَه غبار كدورت و نقاری بر چهره اخوه و اخوات از مؤمنین ننشیند و خدای نكرده این مسائل حمل بر تفضیل و ارجحیت طائفهای بر طائفه دیگر نگردد.
اما نكتهای كه در جلسه گذشته به او اشاره كردیم و بیمناسبت نیست قبل از پرداختن به اصل مسئله باز هم چند جملهای راجع به این قضیه اشاره كنیم ایناست كه: ما در این دنیا دین را برای چه میخواهیم؟ مقصود و هدف ما از آمدن به این دنیا و انجام این تكالیف و پرداختن به امورات دینی چیست؟ آیا مگر نه این است كه این دنیا به عنوان مقدمه برای تكامل روحی و ورود در عالم قیامت و استفاده از نعمات بیپایان و ابدی الهی در آن دنیا هست؟ چون در آن دنیا دیگر انتهایی وجود ندارد، این دنیا انتهایش تا هنگامی است كه انسان جان در بدن دارد. اگر انسان عمر خضر را هم بكند بالأخره روزی عمرش به سر میآید و جالب این است وقتیكه عمر به سر آمد دیگر انسان احساس نمیكند كه هزار سال عمر كرده یا یك سال عمر كرده، یعنی همان احساسی كه برای شخصی است كه یكی دو سال در این دنیا بوده، همان احساس برای آن فردیست كه دو هزار سال، سه هزار سال، چهار هزار سال، ده هزار سال در این دنیا عمر كرده بالأخره پرونده بسته میشود. و وقتیكه بسته شد زندگی ابدی آن طرف تازه شروع میشود. این لباس را ما میاندازیم این بدن زیر خاك میرود، پوسیده میشود از بین میرود. یا بنا بر سُنن و قوانین بعضی از ملّتها سوزانده میشود و خاكسترش هم به دریا ریخته میشود و دیگر هیچ اثری از این لباس باقی نمیماند. هرچه در این دنیا بگردیم دیگر ذرّهای از ذرات این بدن را ما پیدا نمیكنیم، وقتیكه سوخته شود و دود بشود هوا برود دیگر فایدهای ندارد. زندگی ابدی از آن طرف شروع میشود، این مقدمه یعنی این دنیا و آمدن در این دنیا برای كمالاتی است كه به درد آن طرف ما میخورد، كمالاتی است كه برای زندگی ابدی ما موجود است. پس بنابراین خیلی دل به این دنیا نبندیم و دلخوش به این وضعیت نباشیم و به فكر آنطرف باشیم.

