اهمیت مسئلۀ اسمگذارى فرزندان در مكتب اسلام
5این مسأله كه در بین بعضی از فلاسفه و حكماء رایج و دارج است كه هیچ فرقی بین اسامی پروردگار از نقطه نظر انتساب به پروردگار وجود ندارد، بین علیم و بین قدیر و بین حی و بین رازق و امثال ذالك (البتّه رازق و اینها جداست، منظور همان اسامی لاصقه ذاتیه است) این مسأله جای تأمل دارد. اسامی پروردگار هر كدام به ازای معنایی خاص وضع شده است، این طور نیست كه ما قدرت پروردگار را در نظر بگیریم بعد اسم علیم را روی او بگذاریم یا این كه حیات پروردگار را در نظر بگیریم و اسم قدیر روی او بگذاریم! این معنا غلط است. چرا؟ چون این قدرت برای یك حقیقتی وضع شده است كه علیم در آن حقیقت وضع نشده است. علیم برای یك حقیقتی وضع شده است كه قدیر برای آن حقیقت وضع نشده است.
و از این نقطه نظر بین اسامی پروردگار و بین اسامی سایر افراد و صفات سایر افراد هیچ فرقی نمیكند. وقتی كه انسان یك معنایی را در نظر میگیرد برای همان معنا اسم خاص را وضع میكند و جعل میكند. لذا بزرگان طریق و اولیاء خدا برای تأثیر هر اسم از اسماء الهی از نقطه نظر تربیت و تكامل نفس یا حتّی برای سایر موارد مانند مسائلی كه انسان در دنیا با آن مسائل سر و كار دارد، بلایا، مصائب، امراض، امور معیشت و سایر مسائل تأثیرات عجیبی روی اسامی الهی قائل شدهاند. حالا كیفیت استفاده از این اسامی و اجازه در مقدار استفاده از آن و یا عدم اجازه، آن یك بحث دیگری است. مجملًا آن كه، این اسامی تأثیراتی در عالم وجود برای آنچه كه در این عالم تحقق پیدا میكند دارند ولی یك شرائط خاصّی دارد، در یك حدود خاصّی باید انجام بشود. نسبت به بعضی، شرائط مخصوصی است كه نسبت به دیگری نیست اینها یك مسائلی است كه در محدوده صحبت و در محدوده مجلس ما نمیگنجد.

