اهمیت مسئلۀ اسمگذارى فرزندان در مكتب اسلام
4پس این قاعده در اسم گذاری باید لحاظ بشود. اوّل احتیاج افراد نسبت به تبادل اطّلاعات و رفع مایحتاج شخصی و عمومی خود و به دنبال آن كیفیت تسمیه و اسمگذاری بر اساس این نیاز و احتیاج، از اینجا ما به این نكته پی میبریم كه اسماء الهی كه در قرآن كریم نسبت به این مسأله تذكّر داده شده است وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها الأعراف، ١٨٠ این اسماء الهی هر كدام برای یك معنای خاص از ظهور و جلوات حضرت حق وضع شده است. اسم اللَه برای ذاتی كه آن ذات در مقام واحدیت و جمع كثرت و وحدت مجموعاً آن حقیقت اصلی بدون توجه به مسأله غیب الغیوبی و آن حقیقت غیر متعین و غیر محدود كه اعتباراً جدای از كثرت فرض میشود، وضع شده است. اللَه یعنی خدای متعال با همه اسماء خودش و با همه صفات خودش لذا این ترجمهای كه الآن در زبان انگلیسی از اللَه بهGod میكنند این ترجمه ترجمه غلطی است. اللَه اسم و عَلَم است برای آن ذاتی كه دارای این خصوصیات است. امّا این لفظ برای خدای تنهاست.
همین طور اسامی پروردگار مانند علیم، قدیر، خالق، رازق، ودود، عطوف، حی تمام این اسامی هر كدام به ازاء ظهوری از مظاهر ذات وضع شده است. وقتی كه ما میگوییم خداوند اسماء حسنی دارد به این معناست كه خدای متعال یك همچنین معنایی و یك همچنین حقیقتی از او میتواند ظهور پیدا كند. وقتی كه میگوییمخداوند علیم است یعنی تمام حقیقت علم از وجود غنی به ذات پروردگار سرچشمه میگیرد. وقتی كه میگوییم خداوند قدیر است یعنی همه قدرتها در عالم وجود از قدرت مطلقه او ناشی میشود. وقتی كه میگوییم خداوند رازق است یعنی تمام ظهورات و بروزات مسأله و حقیقت رزق با تمام انواع و اختلاف در مظاهر چه بلاواسطه كه از ناحیه پروردگار از سماء نازل بشود و چه به واسطه كه از ناحیه مردم این حقیقت در عالم ظهور پیدا كند، این مسأله رازق همه به خدا برمیگردد. و موحد همه اینها را از او میبیند. تمام اسامی الهی حكایت میكند از یك حقایقی كه آن حقایق از وجود پروردگار نشأت میگیرد. خدای در قالب علم میشود علیم، خدای در قالب قدرت میشود قدیر، خدای در قالب حیات میشود حی، خدای در قالب خلق میشود خالق. این قوالب متعدّده كه محدودیتی برای ذات بوجود میآورد امّا آن محدودیت نسبت به ذات است ولی نسبت به خود آن حقیقت، اطلاق و لاانتهائی در او راه دارد، تمام اینها حكایت از نمودها و بروزهای متفاوت دارد.

