حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به یكدیگر
8اینكه مرحوم آقا در زمان حیاتشان آن قدر تأكید میكردند افرادی كه اینها به ناراحتیهایی مبتلا میشوند و مجبورند كه خون بگیرند و بدهند میگفتند باید بدانید كه اینخون از چه كسی است مال همین جهت است ها. اتفاقاً این مسأله، مسأله بسیار مهمی است، تزریق خون از افراد غیر ملتزم به مسائل این اثرات سوئی دارد، این را باید متوجه بود، اگر چارهای هم نیست كه خب نیست، دیگر تا انسان بتواند خب باید رعایت این مطالب را داشته باشد. اینجا مباحث خیلی زیاد است، حالا وارد این قضایا نشویم.
علی كل حال برای پدر لازم است كه نسبت به امور اطفال و امور زن و بچه از نقطه نظر دینی اهتمام داشته باشد نه از ظاهر نان و آب، نان و آب پنج درصد مسأله است، ده درصد قضیه است، باید مواظبت داشته باشد بر آنها نحوه رفتار آنها را زیر نظر بگیرد، با چه كسانی حرف میزنند، با چه كسی رفت و آمد میكنند، با چه كسی برخورد میكنند، وضعیت آنها چه وضعیتی است. التفات كردید؟
یك وقت در زمان مرحوم آقا یك شخصی آمد و ایشان از حالات بچههایش سؤال كردند، اتفاقاً بچههای خوبی هم داشت، دو تا پسر داشت، هر دو پسرهای خوبی بودند، سنّشان حدود هفده و هجده سال بود، ایشان گفتند آقا چرا شما اینها را به مسجد نمیآورید؟ و چرا در مجالس قرآن ما و در مجالس دعا نمیآورید، ایشان یك خندهای كرد گفت آقا ما اینها را به امام زمان سپردهایم! امام زمان، بله، بله ایشان فرمودند اگر اینها مریض بشوند اینها را هم به امام زمان میسپرید یا به طبیب مراجعه میكنید؟ چرا برای نان و آب اینها به امام زمان نسپردید؟ یا برای سلامتی اینها نسپردید؟ و همان طور هم شد این دو تا پسری كه بچههای خوب و خوش نفس و صالحی بودند بر اثر به امام زمان سپردن این آقا افتادند در یك وادی و رفتند كه رفتند كه رفتند، تا آخر خط هم رفتند! درست شد؟ یعنی چه به امام زمان سپردن؟ مگر امام زمان نشسته بچههای شما را نگاه دارد؟ آنقدر كار دارد امام زمان كه كارهای خیلی مهمتری دارد. این حرفها یعنی چه؟

