حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به یكدیگر
4یادم میآید در بعد از انقلاب اسلامی، یك روز من دیدم كه این دهتومانیهایی كه آن موقع چاپ كرده بودندعكس مرحوم مدرس خدا رحمتش كند رضوان اللَه علیه، مرحوم مدرس مرد آزادهای بود، مرد حرّ بود، البته یك اشكالیهم در كارش بود، اشكال مرحوم مدرس این بود كه اگر شخصی دست نیاز به او دراز میكرد دستش را رد نمیكرد ولو اینكه دست از روی تملّق باشد و این نقطه ضعف مرحوم مدرس بود و رضا شاه از همین نقطه ضعف آمد سوء استفاده كرد و توانست به حكومت و قدرت برسد و بعد در اولین وهله خود مدرس را گرفتار كند و تبعید كند و بعد هم به شهادت برساند. انسان باید در مقابله با مواضع و مبانی محكم باشد رحم و عطوفت در جای خود مناسب است نه در هر جا،
ترحّم بر پلنگ تیزدندان *** جفاكاری بود بر گوسفندان و در آن وقتی كه رضا شاه در نهایت ضعف و استیصال و در نهایت طرد و نفرت قرار گرفته بود چاره را نزدیك شدن و تقرّب به مدرس دانست. نقل میكنند وقتی كه وارد مجلس شد و مدرس در كناری نشسته بود همین طور ایستاد و نیامد جلو و دستش را به روی شكم خودش قرار داده بود و به حالت تعظیم و حتی من جایی دیدهام كه حتی سرش را هم آورد و آن عتبه را بوسید، اینها همه پدر سوختگیهای سیاست مدارها است. گول این چیزها را نباید بخورید، از سیاستمدار هر چه بگویی برمیآید، هر چه بگویی، برای پیش بردن مقاصد به هر حقهبازی و به هر كلك و به هر نوع ذلّتی برای رسیدن مقصود اینها تن در میدهند. ولی انسان آزاده و انسان حرّ این كار را نمیكند، مدرس به او میگوید سرت را بلند كن، سرت را بلند كن، میگوید چه میخواهی؟ میگوید من هر چه شما دیگر بگویید گوش میدهم، هر حرفی بزنید اطاعت میكنم، آنجا مدرس به او میگوید حالا برو یك چایی بریز، سماوری روشن بود چایی میریزد و میآورد و دل مدرس را خلاصه به دست میآورد.

