كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل
6گاهی ما با ایشان مسجد میرفتیم، میدیدیم كه نزدیك ظهر است نوافلی میخواندند. همینكه موقع ظهر میشد ایشان به یك نفر میگفتند اذان بگو، درحالیكه در مسجد شاید چهار پنج نفر بیشتر نبودند، هنوز كسی نیامده بود، جمع نشده بودند. ایشان میفرمودند: اوّل وقت باید نماز خواند و نماز اوّل وقت را برای جمع شدن مأمومین و مریدان نباید به تأخیر انداخت، باید اوّل وقت نماز خوانده شود. آن وقت این آقا آدمی است كه دنبال مرید بگردد؟!
موقع شب كه میشد میرفتند برای مسجد، در حولوحوش مسجد قائم در خیابان سعدی غالب اینها مربوط به اقلیتهای مذهبی بودند و افرادیكه به مسجدمیآمدند از كسبه و اینها میآمدند. گاهی اوقاتاینها در هنگام نماز ظهر كه میشد، میگفتند كه لابد هنوز مشتری هست و مغازه و چه هست تااینكه بخواهد مشتری بیاید و راهبیاندازند لابد یك مقداری هم طول میكشید یا اگر میخواستند دست بردارند مشتری از دست میرفت. علیكلّحال تااین افراد به مسجد میآمدند حدود بیست دقیقه نیمساعتییك قدری طول میكشید. وقتی میآمدند آقا نماز مغرب را خوانده بودند. میگفتند: آقا یك قدری صبر كنید تا اینكه مؤمنین بعضیها همزه را عین میگفتند مؤمنین را میگفتند معمنین! من میشنیدم تا معمنین برسند مریدان برسند، نماز جماعت با شكوه، با ابهت ... ایشان میگفتند: نماز اوّل وقت مستحب است. هركه میخواهد بیاید هركه میخواهد نیاید.
این كسی است كه وقتیكه میگوید به اندازه سرسوزنی به این مسجد تعلّق نداشتم راست میگفت. این معلوم میشود راست میگفت، دروغ نمیگوید. درعینحال رفتار ایشان و كردار ایشان همانطوریكه گفتم به نحوی بود كه اگر كسی هم نگاه میكرد آن اهتمام، آن دقت، آن رسیدگی، آن ترتیب، آن تدبیر و آن اداره امور را نسبت به مسائل، نسبت به منبری، نسبت به افراد، نسبت به اشخاص و آن گرمی را و آن صحبت كردن با خصوص تكتكافرادرا اگر میدید میگفت این آقا آقاییست كه میخواهد برای اخلاف بعد از خودش هم این مسجد را باقی بگذارد. برای آن افرادیكه تا شش نسل بعد از خودش میآیند میخواهد جای پا را باز كند. اینها یك مسائلی است!

