در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل

14329
عنوان بصری
نسخه عربی

كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل

5
  • اشتغال ایشان در ارتباط با مردم و اجتماع و بحث و منبر و سخنرانی و رتق‌وفتق امور، امور خانواده‌ها و امور عائله، تمام این امور را به دستور استادشان مرحوم آقای حداد انجام می‌دادند كه آقای حداد یك فرد عارف بود، با مسائل اجتماعی سروكاری نداشت، با مسائل علمی سروكاری نداشت، با مسائل فنّی سروكاری نداشت. التفات می‌كنید؟! این نشان دهنده صحّت طریق و استقامت راه است كه چطور یك ولی خدا تشخیص می‌دهد برای رتق‌وفتق نظام تربیتی اسلام و اجتماع، شاگرد خود را به این كیفیت و به این دقت و به این موازنه در راه قرار بدهد و او را از عدمتعهد نسبت به بعضی از مسائل برحذر بدارد تا اینكه بتواند آن وظیفه الهی را نسبت به بلاغ و ابلاغبه افراد انجام بدهد.

  • مرحوم آقا هم می‌توانستند؛ بنده خودم اطلاع دارم در یك مجلسی بودیم، بسیاری از افراد در آن مجلس حضور داشتند و صرفاً به خاطر اینكه خستگی داشتند یا فرض كنید كه حال آنها مناسب نبود و حالا یك جمعیتی به وجود آمده بود، آنها نماز خود مسجد را در اوّل وقت ترككردند و با هم نشسته بودند به صحبت كردن!! و نماز آنها از اوّل وقت گذشت و به ساعت یازده‌ونیم شب رسید هنوز نماز نخوانده بودند! اینها افرادی هستند كه به دنبال امور اجتماع هستند هان؟! اما افرادی مثل مرحوم آقا اینها عُزلت كشیدند و كنار هستند و كاری به مردم ندارند. انصاف این است؟!

  • نمی‌خواهید خودتان را با مرام حق وفق بدهید چرا از دیگران مایه می‌گذارید؟ چرا به دیگران كار دارید؟ خودتان نمی‌خواهید خودتان را اصلاح كنید چرا به دیگران می‌بندید؟ و از این و آن كم می‌گذارید؟ این چه اثری دارد؟ درحالی‌كه من یادم هست وقتیكه ایشان در روزهای جمعه جلسه را تمام می‌كردند یك نكته‌ای هم در اینجا خدمت رفقا عرض كنم كهبعد در ارتباطات با منزل به این نكته برخورد می‌كنیم جلسه ایشان در وقتیكه در منازل رفقا سیار بود صبح جمعه بود، بعد كه این جلسه به مسجد قائم منتقل شد به حدود نزدیك به ظهر تقریباً از ساعت نه‌ونیم ده به بعد كشیده شد كه وقت جلسه به ظهر كشیده می‌شد و نماز جماعت می‌خواندند و دیگر متفرق می‌شدند. اما در سنواتیكه قبل از انتقال جلسه به مسجد بود و سیار بود، صبح به جلسه می‌آمدند و صبحانه می‌خوردند، جلسه قرآنی بود و بعد ایشان صحبت می‌كردند و خودشان هم ذكر مصیبتیمی‌خواندند و یك نفرهمكه تا حدودی آشنایی داشت ادامه می‌داد و بسیار جلسه [خوبی‌] بود. بین جلسه و بین رفتن به مسجد حدود یك ساعت تایك ساعت‌ونیم فاصله بود، می‌آمدند در منزل این مدت را بودند، بعد می‌رفتند برای مسجد این نكته را داشته باشید تا اینكه ان‌شاءاللَه بعد راجع به این قضیه صحبت كنیم