كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل
4بعد از اینكه ایشان به مشهدمراجعت كردند و به عتبه بوسی حضرت علی بن موسی الرّضا علیهمالسّلام مشرّف شدند، یك روز چون من از ایشان راجع به یكقضیهای سؤالیكرده بودم به من گفتند كه فلانی، در تمام مدت بیست و دو سال كه من در طهران بودم به اندازه سرسوزنی به این مسجد و این اوضاع تعلّق پیدا نكردم. یعنی سرسوزن، و یك ساعت از این بیست و دو سال را به خواست و اختیار خود در طهران نبودم و چند مرتبه از استادم درخواست كردم كه مرا از رفتن به مسجد معاف كند و من در منزل باشم و به مسائل علمی و مسائل ارتباطات خودمانبپردازم، در تمام این مدتها موافقت نشد و آقای حداد دائماً ایشان را بر حفظ و رفتن به مسجد و این ارتباط تحریكوتشویق میكرد. و این مسئله جواب آن افرادی است كه آنها میگویند: اصلًا در مسائل عرفان كسیكاری به كار اجتماع ندارد! چون بعضیها میگویند. حتّیدر همین چند سال آخر حیات ایشان، خود من از بعضی از افراد شنیدم كه صحبت میكردند: بله، یك عده هستند میروند در بعضی از شهرستانها مینشینند و به كار كسیكار ندارند و به كار اجتماعكار ندارند و اینها دم از عرفان میزنند!
قطعاً با توجه به قرائن، منظور آن سخنگو و گوینده مرحوم پدر ما بود. درحالتیكه این كمال بیانصافی و عدم اطلاع افراد را نسبت به اشخاصیكه آنها تمام زندگی خود را وقف فی سبیل اللَه كردند، این نشان میدهد كه چطور یك شخص با وجود تمام ناراحتیهاییكه ... یك وقت من به ایشان گفتم: آقا هنوز كلكسیون امراض شما تكمیل نشده كه هر روز یك ناراحتی ومسئله بوجودمیآید؟! ایشان فرمودند: آقا این دو روز عمر ما به چه درد میخورد كه حالا بخواهیم ... بالاخره این دو روز هم تمام میشود و سر میآید، حالا ما درد بكشیم یا نكشیم یا سالم باشیم جان ما چه ارزشی دارد، جان ما چه مسئلهای دارد؟! بیاییم به كارهایمان بپردازیم.

