تعهد و التزام به حقوق الهى و خلقى
8البته دوستان و احبّه و اعزّه كه منزّه از این مسائل هستند فقط به عنوان تذكر و اهتمام نسبت به مسئله این مطالب عرض میشود كه باید بدانیم چقدر مطلب مهم است و چقدر اهمیت دارد. و بدون توجه به این مسئله قدمازقدم نمیتوانیم برداریم، یك سانت نمیتوانیم جلو برویم، یك سرسوزن نمیتوانیم رشد و ترقی داشته باشیم. اوّل باید اعمال و رفتار خود را بر اساس منطق و وجدان و فطریات و بدیهیات اولیهای كه همه افراد و همه ملل به آن مسائل پایبندند باید قرار بدهیم. از پایه بیاییم بالا، از پایه باید بیاییم بالا؛ الآن این دیواری را كه رنگ میكنند باید ببیند آیا این دیوار اشكالی ندارد، نقصی ندارد؟ آیا بعداً دچار اشكالی نخواهد شد؟ آیا این دیوار نَم نكشیده یا اینكه مشكلی در داخل این دیوار پیش نیامده؟ رنگآمیزی میكنند یكدفعه بعد از دو ماه میبینید رنگ خراب شد از بین رفت؛ چون اساس خراب است:
خانه از پای بست ویران است *** خواجه در بند نقش ایوان است1 لذا تمام اهتمام و دستورات مرحوم والد رضوان اللَه علیه در زمان حیات خودشان، اوّل پرداختن به پایه بود. اوّل پرداختن به اساس بود؛ زیرا عدم پرداختن به آن اساس و پایه، مثل یك رنگ و لعابی میماند كه شخص به خود بگیرد و بعد بهواسطه عدم صفای باطن و عدم نظام صحیح تربیتی و فِعالی نفس، این رنگ و لعاب دستخوش خرابی و نقصان بشود و بعد با یك باد حوادثی، با یك تغییری، با یك فراز و نشیبی بهطوركلی اصل و اساس را كنار بگذارد. این برای چیست؟ اینبرای این مسئله است. اینكه میفرمودند: اگر كسی نصف عمر، دو ثلث عمر خود را صرف كند برای اینكه به یك استاد برسد جا دارد همین است. اینكه میفرمودند: اگر كسی سالیان دراز را در طلب رسیدن به فرد خبیر بگذارند راه دوری نرفته مقصود همین است. آن فرد خبیری كه بیاید اساس را درست كند، آن فرد خبیری كه بیاید پایه را درست كند.
- گلستان سعدى، باب ششم در ضعف و پيرى

