تعهد و التزام به حقوق الهى و خلقى
5الآن كه در خدمت یكی از رفقا و دوستان به اینجا میآمدیم صحبت از بیبندوباری در مسئولیتها و در تعهّدات در اجتماع امروزی بود كه چقدر وضع برگشته چقدر اوضاع برگشته؛ دیگر كسی به تعهّدش عمل نمیكند، دیگر كسی به التزامش عمل نمیكند، همینطوری در ارتباطات در مسائل مالی و غیرمالی ما میبینیم كه مسائل همینطور سر به هوا، قضایا بدون تعهّد دارد پیش میرود. مشكلات برای مردم اضافه شده چه شده! من به ایشان گفتم: آقا شما كجا دارید میروید؟! دارید از مردم عادی اجتماعی توقّع پیدا میكنی؟! بیایید آقا ببینید درد ما كجاست كه دوستان ما و منتسبین به این مكتب كارهایی میكنند كه افراد عادی هم شاید نكنند! كجا؟! اسم خودمان را همینطوری سالك گذاشتیم تمام شد؟! به همین كیفیت مسئله گذشت؟! گفتم بنده سراغ دارم افرادی كه نسبت به مسائل آنقدر سست و آنقدر بیتعهّد هستند كه برای مسئله به این مهمی كه آبروی یك فرد ممكن است در خطر باشد، آبروی یك جمع ممكن است در خطر باشد، كمترین بهایی قائل نیستند! درست شد؟ آنوقت ما اسم خودمان را سالك میگذاریم!
درحالیكه از آنطرف مشاهده میكنیم افرادی كه مدعی این مسائل هم نیستند، افرادی كه دنبال این مطالب هم نیستند بر اساس فطرتشان، بر اساس عقلشان براساس وجدانشان نسبت به تعهّدات عمل میكنند گرچه ظاهر آراستهای هم ندارند! اینها آنوقت چه هستند؟ كافرند و از راه بدرند! و در مسیر الهی حظ و نصیبی ندارند! ولی تمام هشت دنگ بهشت، دو دنگ هم بالاتر از شش دنگ اینها مال ما، دربست مربوط به ماست! نه آقاجان من! این خبرها نیست. خدای متعال جای حق نشسته، خدای متعال درست قضاوت میكند، خدای متعال درست مسائل را بررسی میكند. این مطلبی را كه من خدمت شما عرض كردم این كمترین و كمترین و كمترین چیزی است كه یك فرد عادی باید داشته باشد نه یك سالك، میدانید یك سالك كیست؟!

