در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم اهتمام و پایبندى نسبت به تعهدات و التزامات

14399
عنوان بصری
نسخه عربی

لزوم اهتمام و پایبندى نسبت به تعهدات و التزامات

7
  • ما رفتیم آن كار را انجام دادیم و بیاییم تقریباً یك سه ربعى از وقت گذشته بود. وقتى‌كه رفتیم دیدیم آن شخص آمد دم در: سلامٌ‌علیكم. گفتیم سلام. گفت: آقا ما سه ربع معطّل شما شدیم و نیامدید. گفتیم: بله، حالا ما را راه مى‌دهید یا برگردیم؟ گفت: نه حالا بفرمایید. گفتیم: بسیار خب. آمدیم نشستیم. یك حمله‌اى كرد و حالا هر تكى یك پاتكى دارد! گفتم: اوّلًا جناب‌عالى از ما نپرسیدید كه براى چه نیامدید؟ بالاخره این را باید شما سؤال كنید. آیا تسامح بوده، تنبلى بوده، مسامحه‌اى در كاربوده یا اینكه مسئله‌اى پیش آمده؟ پس یك، هیچ. این اولًا. ثانیاً ما به دنبال كارى رفته بودیم كه به نظر شما، انجام آن كار طبق معتقدات خودتان از آمدن و زیارت شما مهم‌تر بوده است و جهتش هم این است كه ما دستور و امر پدرمان را انجام دادیم و شما هم قبول دارید كه در جایى كه امر تعارض كند بین آمدن وانجام امور عادى و اطاعت از پدر مخصوصاً یك همچنین پدرى، تقّدم با آن مسئله است این دو. ثالثاً شما چقدر مى‌خواستید براى ما وقت بگذارید ما بیاییم در اینجا؟ مثلًا گفت: یك ساعت. گفتم: ما حالا یك ساعت نمى‌گوییم، مى‌گوییم نیم ساعت، ما نیم ساعت مى‌بایست در اینجا بمانیم دیگر، ـ نیم ساعت دیر شد، سه ربع، دیر نشده اشتباه كردم ـ ما نیم ساعت مى‌خواستیم بمانیم، آن نیم ساعت را شما به پاى آمدن ما حساب كن. یك شربت خوردیم خداحافظ شما، آمدیم بیرون. مگر شما نمى‌خواستید نیم ساعت ما را ببینید چه مى‌خواستى بگویى؟ همین‌طور تماشا كنیم دیگر. حالا فرض كن ما نیم ساعت آمدیم، از خواب شما دیر نشده از كار شما نیفتاده! ما مى‌رویم. گفت: نه نه نمى‌شود بروید. گفتم: نه دیگر ما نیم ساعت مى‌خواستیم بمانیم حالا نیم ساعت را در اینجا ماندیم و مى‌رویم. براى تفنّن خدمت رفقا عرض كردم.