توحید محوری و حقمداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه
5آیا كسی كه در خواب است اراده دارد؟ اراده ندارد. لذا كسی كه در خواب حرف میزند، به حرف او نمیشود استناد كرد. اگر شخصی یك مطلبی را در خواب بگوید و گفته شود: شما در خواب به این مسئله اقرار كردید! میگوید: من خواب بودم، شاید خواب میدیدم اقرار كردم. در خواب مثلا كسی با دست بزند لیوان آبی یا پارچی را بشكند، این غرامت ندارد؛ چون اختیار نداشته، از مواردی كه غرامت و تاوان ندارد همین مسئله است. در غرامت اراده شرط است، غیر اراده بودن شرط نیست، نمیتواند دخالت داشته باشد. آدم خواب، مثل مرده است، مثل آدم بیهوش است، یك انسانی را كه بیهوش میكنند همینطور آرام روی تخت عمل خوابیده، حتی پلكش را هم نمیتواند بزند؛ این چیست؟ این مرده است، این همان احكام مرده بر او بار میشود.
خدا میگوید: خواب مرگ است. حمد كنیم خدا را كه ما را زنده كرد بعد از اینكه ما را میراند. حالا اگر ما از خواب برنمیخاستیم، میرفتیم در خواب، با مرده چه فرقی میكردیم؟ بعضیها هستند وقتیكه آنها را عمل میكنند دیگر به هوش نمیآیند، شُش دیگر نمیتواند اقتضا كند و فعالیت طبیعی خودش را انجام بدهد. در كما میرود تا بعد از دنیا میرود. خواب هم همینطور است. اگر ما بیدار نمیشدیم، برای همیشه خواب بودیم، چه كسی ما را بیدار كرد؟ آن نفس را كه از بدن فاصله گرفته بود و تعلقاتش را كم كرده بود، چه شخصی دوباره برگرداند؟ خدا برگرداند.
لذا وقتیكه از خواب بیدار میشویم فوراً سرمان را نیندازیم پایین برویم، بایست، صبر كن، كجا میروی با عجله؟ بایست، فكر كن چه بودی، چه شدی؟ كجا بودی و كجا آمدی؟ لذا اولین كلامی را كه ما میگوییم توجه به مبدأ است. تا از خواب بلند میشویم، خدا میگوید: به یاد من باش! كجا میروی؟! صبر كن عجله نداشته باش، نیم دقیقه! نیم دقیقه وقتت را به من بده. بگو: ألحَمدُ لِلَّه الَّذى أَحيانِى بَعدَ مَا أَمَاتَنِى وَ إِلَيهِ النُّشُور.

