توحید محوری و حقمداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه
3ما باید به این نكته برسیم كه حتی در ارتباط با خود هم عبد پروردگار هستیم و هر كاری نمیتوانیم با خود بكنیم، ما هرطور نمیتوانیم وقت خود را بگذرانیم، ما هرطور نمیتوانیم اوقات خود را صرف كنیم؛ تصرف بیجا و دخالت بیجا در مسائل خود، دخالت در امور دیگر است؛ دخالت در ملك مولاست. در روز قیامت خدا میگوید: تو خودت را خلق كردی یا من تو را خلق كردم؟ نمیتوانیم بگوییم: ما خودمان را خلق كردیم. میگوید: پس وقتیكه من تو را خلق كردم، به تو اولی بودم از خودت؟ چرا این خلقی كه به دست من بوده و به واسطه من انجام گرفته است، تو در غیر از آن راهی كه من برای تو تعیین كردم در آن راه صرف كردی؟ آنوقتما جوابی نداریم بدهیم. و دیگر بهانهها و مسائل شخصی، این گفت و آن گفت، به خاطر این به خاطر آن، آنجا خریداری ندارد رفیق من! هیچ خریداری ندارد! هر كسی آنجا پروندهاش را گذاشته روی كول خودش و به دنبال محتویاتش میرود كه در این پرونده چه نوشته شده و چه مسائلی آورده. نه پدر میتواند در آنموقع از فرزند دفاع كند، نه فرزند از پدر دفاع كند،1 نه زن میتواند از شوهر دفاع كند، نه شوهر میتواند از زن دفاع كند.2 در آنجا انسان خودش هست و خدای خودش و آن پروندهای كه گذاشته روی دستش حالا تا باز شود و معلوم شود چه در اوست. این نكتهای است كه حالا خیلی باید به او دقت كنیم بزنگاه مسئله و لُب قضیه را به شما گفتم.
این محوریت، محوریت توحید است. بنابراین بر اساس این مبنا و قاعده است كه جمیع امور را ما باید بر این اساس قرار دهیم؛ یعنی خود را مالك خود ندانیم كه هرچه از دهانمان درمیآید بگوییم، خود را مالك خود ندانیم كه هر كاری از ما سر میزند بكنیم. خود را مالك خود ندانیم كه در هر دخل و تصرفی كه نفس مجال مییابد در آنجا جولان بدهیم. نه! نسبت به خود، ما نمیتوانیم دخل و تصرف كنیم، تا چه برسد نسبت به اموری كه مربوط به دیگران است.
- سوره لقمان آيه ٣٣.
- سوره عبس آيه ٣٤ تا ٣٧.

