توحید محوری و حقمداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آل بيته الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
قال امامنا الصادق علیهالسّلام: «لَا يدَبِّرَ العَبدُ لِنَفسِهِ تَدبِيرًا؛ بنده از پیش خود در مسائلی كه با آنها سروكار دارد نباید تدبیر بیاندیشد.»
بحث راجع به كیفیت ارتباط انسان و نحوه دادوستد نفسی و روانی او نسبت به مسائل و قضایای اجتماعی و اشتغال و برخورد او با حوادثی است كه در خارج از محیط منزل برای او پیش میآید. راجع به مسائل شخصی و ارتباطات داخلی مطالبی است كه اگر خداوند توفیق عنایت كند متعاقباً خدمت رفقا و دوستان عرض میكنیم.
فعلًا صحبت راجع به كیفیت اشتغال و نحوه برخورد انسان با مسائل روزمره بر مسلك دیدگاه عرفانی در مسائل اجتماعی و فقهی است؛ یعنی عرفان نسبت به این ارتباطات چه نوع قضاوت میكند و چگونه راه را روشن و تبیین میكند؟ گرچه منابع و مدارك فقهی از منابعی سرچشمه میگیرد كه از منابع عرفانی ما هم به حساب میآیند. به عبارت دیگر منابع فقهی، ناشی از نزول احكام الهی بر قلب ولی زمان كه عبارت از امام معصوم علیهالسلام است میباشد. لذا با توجه به این مسئله نحوه نگرش عرفان واقعی و حقیقی را میتوان گفت كه: همان نحوه نگرش و بینش قلب منوّر و متصل امام معصوم علیهالسلام نسبت به مسائل اجتماعی است. حال چگونه ما با این مسئله برخورد داریم و چطور میتوانیم به این مطلب برسیم؟ بستگی به مقدار قرب ما به قلب امام زمان علیهالسلام و به مقدار اتصال ما نسبت بهاین منبع فیاض و آبشخوار نزول احكام الهی دارد. لذا این مسئله تبادل دو بینش عرفان و فقه كه اینها از مسائل لاینفك هم هستند و جدای از هم نیستند و میتوان گفت كسی كه بهرهای از عرفان الهی ندارد، بهرهای از فقه ندارد.
با توجه به این مسئله، بحث ما راجع به كیفیت ارتباط انسان در خارج از محیط منزل بود. مسئله بسیار مهمی كه ما بحثهای خودمان را بر محوریت آن قرار دادیم و میدهیم عبارت است از: محوریت توحید و عبودیت كه مُخ و جان و سرّ در روایت شریف عنوان بصری مسئله عبوديت است. بر اساس این مسئله است كه ما مسائل سیاسی و مبانی حكومت اسلامی را مطرح كردیم. بر اساس این مسئله است كه مبانی روابط اجتماعی انسان شكل میگیرد. بر اساس همین مسئله است كه مسائل شخصی و خانوادگی میتواند تحقق خارجی پیدا كند. بر اساس همین مسئله است كه نگرش انسان به هستی و عالم وجود میتواند شكل پیدا كند. تمام اینها بر اساس محوریت توحید و محوریت حقیت حق، در تمام زوایا و شئون عالم وجود چه تكویناً و چه تشریعاً، چه عالم خارج و چه عالم تربیت میتواند باشد، این اساس مسئله است. این را ما باید پیدا كنیم و به این نكته برسیم.

