نظام تربیتى و تكاملى انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن
8فلانی خیلی زرنگ است، او میتواند مشتری جلب كند یعنی چرب زبان است دیگر حالا این خوب است؟ فلانی خیلی خوب است، خوب میتواند افراد را به خود جلب كند، مغازه را خوب میتواند بیاراید تا افراد به آن سمت جلب بشوند. در تحویل گرفتن مشتری و مراجعین فرد بسیار زبردستی است وقتی كه اعلام میكنند در روزنامهها، میخوانید دیگر، میگویند احتیاج به افرادی داریم كه روابط اجتماعی خوبی دارند، یعنی چه؟ یعنی بتوانند قشنگ با مردم صحبت كنند، بتوانند قشنگ نظر مردم را جلب كنند، بتوانند مردم را نگه دارند، از خود نرنجانند، با وعدههای شیرین و جاذب افراد را نگه دارند، همه اینها چیست؟ كلك است آقا. همه اینها خلاف مسیر توحید است، البتّه اخلاق زشت و تند و برخورد غیر مناسب غلط است كسی این حرف را نمیزند امّا آمدن و با كلك و چرب زبانی نگه داشتن، این مسیر، مسیر انبیاء نیست، چرا؟ چون هدف از این باید انسان ببیند چیست؟ اگر شما هم در منزل دیگری بودید در مغازه دیگری بودید در اداره دیگری بودید هم همینطوری صحبت میكردید؟ اگر منافعی هم نبود همینجور بود یا اینكه نه؟
این نظام تكاملی كه خداوند قرار داده اقتضاء میكند كه انسان این نفس را در دو بُعد مختلف نفس را به تكامل و به فعلیت و به جریان بیندازد. مرتبه اوّل در ارتباط با پروردگار قیام فیی اللیل، تهجّد، قرآن، دعا و زنده داری، شب زنده داری به همان نحوی كهدر دستور واقع شده، در یك همچنین موقعیتی انسان نباید به روز فكر كند، به فردا فكر كند، به اینكه در روز چه گذشت و برای فردا چه كاری انجام بدهد، نباید انسان فكر كند فردا چه تمحلی1 بیندیشد و چه راهی برای مسائل در نظر بگیرد. شب را باید جدای از مسائل روز انسان اختصاص به ارتباط اختصاصی خودش با پروردگار قرار بدهد،" فردا چه خواهد شد" به این مربوط نیست،" امروز چه شده است" گذشته،" برای فردا چه فكر كنم" این افكار را انسان باید از خود بیرون بیاورد، آن وقت با تخلیه و با تجرید از آن تخیلات كه در روز گذشته بر او رفته و در فردا متوقّع مسائلی است، در یك همچنین وضعیتی باید با خدا بپردازد، خالی خالی خالی، هیچگونه، هیچگونه نباید نسبت به دیروز یا نسبت به فردا فكری داشته باشد، اگر داشته باشد انگار در روز دارید این كار را انجام میدهید، چون ارتباط با پروردگار ارتباط باطن است و صرف نماز و حركات، حركات اعضا و جوارح تأثیری در آن ارتباط ندارد. آن جهت باطن ...
- ١- چاره جويى. دهخدا

