وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى
4ولی در همان موقع یادم هست به تنها چیزی كه فكر میكردم این بود كه اینها سالكند؟ اینها افرادی بودند كه شاگرد فلان آقا بودند؟ اینها همان افرادی بودند كه مدّعی رفاقت با مرحوم آقا هستند؟ اینها همان افرادی هستند كه در مجالسشان حافظ میخوانند و دعای جوشن میخوانند و دعای سمات و اینها میخوانند اینها همانها هستند؟ یعنی برای یك طفل هشت ساله، نه ساله این مسأله قابل هضم نبود.
چرا؟ چون راهی را كه من میدیدم آن راه، راه خلاف فطرت و خلاف وجدان بود. تو برو تمام دیوان حافظ را از اوّل تا آخرش بخوان آن دیوان تو سرت بخورد، وقتی كه صبح در میان اجتماع و در ارتباط با افراد دیگر با كار خودت و با راه خودت به همان حافظ و مكتب حافظ خیانت بكنی این چه حافظ خواندنی است؟ و این چه دعای جوشن خواندنی است؟ و چه ذكر گفتنی است؟ آیا صحیح است كه یك شخص كه خود را منتسب به فلان كس میداند در بازار، در اجتماع از نقطه نظر عمل به نحوی باشد كه بگویند نگاه كن، ببین این شاگرد فلانیست آنوقت افراد بی بند و بار اخلاقی بیایند فرد را و مكتب آن فرد را مورد تمسخر قرار بدهند برای چی؟ برای اینكه او یك فرد لاابالی در ارتباط با مسائل اخلاقیست، در ارتباط با تعهّدات است. درست. این نیست. این راه و روش سلوك نیست، این راه و روش افراد عادّی اجتماع نیست چه برسد به افرادی كه مدّعی پیروی راه بزرگان هستند. یك روز در روز جمعه چون بنا دارم بر اینكه در مطالبی را كه عرض میكنم اكثراً از خود مطالبی كه از مرحوم پدرم در این ارتباط شنیدم برای رفقا و دوستان عرض كنم یك روز یادم است در روز جمعه مرحوم آقا راجع به این آیه شریفه داشتند برای رفقا در مسجد قائم طهران، داشتند صحبت میكردند كه(وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا)1 در كتاب، اسماعیل را ذكر كن.
- ١- سوره مريم (١٩) آيه ٥٤

