وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى
3و این تعبیر مرحوم مدّرس رحمة اللَه علیه ایشان میفرمودند وقتی كه رفته بودند در فرنگ یا از ایشان شنیده شده و همین طور از سید جمال هم این مسأله حكایت شده چون سید جمال بیش از ایشان در آن ممالك بود، میگفت: در آنجا از اسلام اثری هست و از مسلمانی خبری نیست، در ایران مسلمانند و از اسلام خبری نیست. و یا اینكه اینطور كه به نظر دارم ظاهراً گوته كه همان نویسندهمعروف آلمانی هست از او نقل شده كه خیلی بر ضدّ اسلام مقاله داشت و اسلام و احكام اسلام را به استهزاء میگرفت، میگویند در یك مجلسی آن مبانی اصیل اسلامی را برای ایشان وقتی شرح كردند گفت: اگر اسلام این است كدام یك از ما مسلمان نیستیم. این نكته بسیار نكته، نكته مهمّی است كه مسأله عدم صداقت نسبت به تعهّدات و عدم وفای به تعهّد فی ما بین متأسّفانه با كمال شرمندگی در میان ما به صورت یك امر عادی در آمده و گویا در وادی اخلاق و در مكتب فطرت و وجدان این مسأله تعهّد هیچ گونه جایی ندارد.
اگر ما به تمام روایات خصوصاً از أمیرالمؤمنین علیهالسّلام یك نظری بیندازیم، میبینیم كه این قضیه به عنوان یك قضیه فوقالعاده مهم برای استقرار مبانی انسان ساز اسلامی، این مسأله مورد توجّه قرار گرفته، مسأله اتقان در عمل و مسأله استحكام و احكام در كار و صحّت عمل در ارتباطات اجتماعی و ارتباطات شخصی. آن كسی كه در انجام امور نسبت به مسائل اتقان و احكام ندارد نسبت به مسائل سلوكی هم هیچگونه پیشرفتی ندارد. آن كسی كه نسبت به تعهّدات اخلاقیش و یا شرعیش بین افراد احساس وظیفه نمیكند نسبت به مسائل سلوكی یك سانت به جلو نمیرود، آن شخصی كه نسبت به قراردادهای ما بین طرفین احساس وظیفهای ندارد و خدا را جدای از این مسائل، مسائل فی ما بین میداند در وادی سلوك و در وادی حركت بیش از یك مدّعی نیست. سلوك به معنای انطباقنفس با واقعیتها و با مسائل فطریست نه اینكه سلوك عبارت است از یك سری كارهایی انجام دادن و نمازی را خواندن و اورادی را گفتن و بعد به هر كاری دست زدن و به هر عمل خلافی اشتغال پیدا كردن و هر ارزشی را زیر پا گذاردن. دقیقاً به خاطر دارم در زمان طفولیت كه مرحوم والد ما با بعضی از اختلافات بین دوستانشان مواجه بودند در مسائل شغلی، آنها برای رفع اختلاف پیش ایشان آمده بودند، چند روز در منزل همینطور رفت و آمد میكردند. من در آن موقع سنّم حدود هشت سال نه سال، یك طفلی بود كه ما به عنوان به اصطلاح یك عضو زائد در یك گوشه مجلس مینشستیم و به مسائلی كه بین اینها ردّ و بدل میشد گاهی اوقات صدای اینها هم بالا میرفت و گاهی اوقات به تشاجر میرسید و اینها، ما توجّه میكردیم و خیلی خوشمان میآمد. میدیدیم كه هر چه اینها با هم داد و بیداد میكنند و بر سر همدیگر میزدند ما بیشتر كیف میكردیم. خوشمان میآمد كه خوب مجلس سوت و كور نیست الحمدلله.

