اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان
7خلیفه انسان است. پس آن جوهره و آن مایهای كه در وجود انسان است و همان نشأت گرفته از مقام ذات پروردگار است كه با خطاب. .. نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ... الحجر، ٢٩ ص، ٧٢ این مسأله را ابراز و اظهار فرموده است؛ این مسأله نشأت از ذات نسبت به سایر مخلوقات الهی وجود ندارد، سایر مخلوقات الهی در مراتب مادون ذات منبع و مبداء و منشاء آنها قرار دارد، جناب جبرائیل منبع وجودش از مراتب اسم واحدیت و از مراتب اسماء كلیه الهیه است، اما این واقعیت كه انسان خلیفة اللَه است و مانند نه مثل بلكه مثال وجود پروردگار است، در تك تك افرادی كه در اینجا نشستهاند این مسأله وجود دارد. یعنی تمام افرادی كه در این مجلس هستند قابلیت فرا رفتن و بالاتر رفتن از مقام اسماء كلیه و از ملائكه مقرب و رسیدن به مقام ذات را دارند كه بواسطه این نكته به عنوان خلیفة اللَه از آن مسأله تعبیر آورده شده است. این مطلب مربوط به عالم تكوین است. براساس عالم تكوین خداوند عالم تشریع را مقرر فرموده یعنی عالم امر و نهی، عالم تكلیف، عالم مسئولیت، مسئولیت پذیرفتن.
خدای متعال ما را مكلف كرده است براساس آن تكلیفی كه به ما متوجه میكند، بر آن اساس به آن نقطه مقصود و به آن فعلیتی كه آن جهت خلیفة الهی را به منصه ظهور برسانیم و همه ما البته من خودم را میگویم، شاید همه ما تعبیر غلطی باشد، خب عذر میخواهیم، خود ما از این مسأله غفلت كردیم و غفلت میكنیم و خود را به غفلت میزنیم و متوجه آن واقعیتی كه اگر آن واقعیت را پیگیری كنیم، اگر به دنبال برویم و اگر این واقعیت را به مرتبه فعلیت دربیاوریم، با نكات و با توجهاتی كه عالم تكلیف برای ما مقرر میكند، آن گاه مثال برای حضرت معبود و حضرت محبوب خواهیم بود كه احادیث قدسی از این نكته پرده برمیدارند.

