در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان

14280
عنوان بصری
نسخه عربی

اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان

6
  • بنابراین چكیده مطالب جلسات گذشته با دوستان این شد كه محوریت حكومت در حكومتهای توحیدی و حكومتهای حقه بر اساس مسأله و محوریت توحید قرار دارد، این نتیجه و چكیده این مسائل گذشته.

  • خب از آن طرف امام علیه‌السّلام می‌فرمایند كه بنده تدبیری در مسائل نباید داشته باشد. ما كه این همه آمدیم گفتیم: تدبیر! باید در حكومت این كار را كرد، باید در حكومت آن كار را كرد، باید این قانون را رعایت كرد، باید عدالت باشد، باید رعایت شؤون همه باشد، باید عرض، ناموس، مال و جان همه افراد حتی اهل ذمه باید در حكومت اسلامی محترم باشد، باید ارزشها را در نظر گرفت، باید ضوابط را بر روابط ترجیح داد، و از این بایدها خیلی گفتیم و رفقا خیلی از این بایدها شنیدند، حالا كدام بكار آید آن را خدا می‌داند، این بایدها به عنوان تدبیر و عنوان تنظیم عبد در برابر حكومت الهی و حكومت اسلامی باید به آن توجه بشود.

  • برای تطبیق این مسأله این نكته را باید عرض كنم: ما دو عالم داریم یكی عالم تكوین است و دیگری عالم تشریع، عالم تكوین عبارتست از عالم تقدیرات و نزول قضاء الهی در عالم قدر و در عالم تقسیم و در عالم مظاهر وتعینات و نشآت مادون. این عالم، عالم تكوین است، عالم تكوین یعنی عالم وجود و موجود، عالم ایجاد و هستی دادن و هستی بخشیدن. در این عالم آنچه كه انجام می‌گیرد براساس تقدیرات الهی است كه از لوح محفوظ در وقت خود و در زمان خود به واسطه وسایل و وسایطی در عوالم مادون بخصوص در عالم ماده و كون لباس وجود می‌پوشد. این عالم عالم تكوین است. بر این اساس خداوند انسان را خلق كرده است، به انسان ادراك داده، عقل داده و آن حقیقتی را كه در وجود ملائكه قرار نداده است با آن مقام و با آن عظمت، آن حقیقتی را كه حتی در وجود جبرائیل قرار نداده است، آن حقیقتی را كه در وجود عزرائیل با آن قدرت كه تمام موجودات در برابر اراده و مشیت ملائكه مقرب خدا متواضع و خاضع هستند آن حقیقت را در وجود انسان قرار داده و بعد او را به لقب خلیفة الهی مفتخر كرده است. یعنی جبرائیل امین كه تمام علومی را كه بر علوم وجود افاضه می‌شود باید از دریچه نفس جناب جبرائیل عبور كند و به مقدار سعه وجودی هر وجودی در عالم وجود به آن مقدار نسبت به آن وجود افاضه می‌شود، وحی كه برای انبیاء می‌آید به واسطه جبرائیل است، آن مراتب و صوری كه برای اولیاء خدا كشف می‌شود به واسطه وجود جبرئیل است، آن علومی كه در این دنیا در عالم ماده و عالم ظاهر پیدا می‌شود، تمام اینها جرقه‌هایی است كه به واسطه حضرت جبرائیل بر اذهان و بر افكار زده می‌شود، اگر میكروبی كشف می‌شود به واسطه جبرائیل است، اگر اكتشافی در این دنیا و اختراعی می‌شود به واسطه جبرائیل است، اگر مسأله‌ای نقاب از چهره او برداشته می‌شود به واسطه جبرائیل است، تمام این خصوصیات و این علوم به واسطه جناب جبرائیل است، ولی جبرائیل را خدا نفرمود: انی جاعلٌ فی الارض خلیفه، انّی جاعلك خلیفتی، من تو را خلیفه خودم قرار دادم، تمام قدرتها در برابر قدرت جناب عزرائیل همه متواضع و خاضع هستنند، وقتی كه مرگ می‌آید دیگر بین شاه و غیر شاه فرقی نمی‌گذارد، بین مرجع تقلید و بین مقلد فرقی نمی‌گذارد، بین غنی و بین غیر غنی فرقی نمی‌گذارد، و یك ثانیه. .. فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ‌ الأعراف، ٣٤ یونس، ٤٩ النحل، ٦١ وقتی اجل‌آنها بیاید اصلًا قابل كم و زیاد نیست. در همان وقت این مسأله انجام خواهد گرفت. واسطه كیست؟ واسطه جناب عزرائیل با این قدرتی كه در عالم وجود دارد، خدا این را خلیفه‌اش نكرده اما خلیفه كیست؟