اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان
3در جلسات گذشته صحبت به اینجا رسید كه متقنترین حكومتها و عالیترین و راقیترین اقسام حكومتها در دنیا و به طور كلی از ابتدای خلقت بشر تا انتهای آن براساس حكومت توحید است. فقط حكومت توحید است كه میتواند آن ربط توحیدی بین انسان و بین پروردگار را به فعلیت برساند و از نواقص و قصورات در جامعهای كه آن جامعه ارتباط آنها با پروردگارشان ارتباط توحیدی است جلوگیری كند.
تمام حكومتها براساس یكسری افكار و نظرات و آراء شخصیه و توافقاتی است كه از محدوده فكر بشر تجاوز نمیكند. بر همین اساس است كه پس از مدتی به نقص یا نواقصی در آن قوانین میرسند و تبصرههایی را كه برای آن قوانین وضع میكنند حكایت از همین، قصور نظرات و قصور آراء در كیفیت تقنین قوانین دارد. قانونی را وضع میكنند بعد متوجه میشوند فلان گوشهاش لنگ است، قانونی را وضع میكنند بعد متوجه میشوند كه با فلان طیف و با فلان مسأله ناسازگار است، قانونی را وضع میكنند بعد متوجه میشوند كه با بقیه قوانین وفق نمیدهد، بعد شروع میكنند برای حل و فصل كردن و در اینجا دیگر آراء و نظرات مختلف مورد ارزیابی قرار میگیرد. اما خدای متعال در قوانینی كه وضع میكند، در آن قوانین قصوری نسبت به قانون دیگر مشاهده نمیشود؛ زیرا تمام این قوانین منبعث است از مبداء عصمت، عصمت نه به معنای نفس معصوم علیهالسّلام، عصمت به معنای حقیقت مطلق ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ ... الحج، ٦ الحج، ٦٢ لقمان، ٣٠ آن حقیت مطلقه و حقیت لایتجزی و آن حقیتی كه لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ فصلت، ٤٢. هیچ باطلی و هیچ نقطه نقصانی در این حقیت راه ندارد و امتزاج بین حق و باطل در قانون الهی وجود ندارد. این حقیت مطلقه است كه منشاء برای تقنین قوانین است. بنابراین چطور میشود تصور كرد كه در حكومت انبیاء و در حكومت ائمه علیهمالسّلام و یا در حكومت اولیاء الهی كه از نقطه نظر اتصال نفس به نفس مباركه ولایت كلیه امام زمان خودشان متصل شده باشند و مطلب را بدون واسطه نفسانی خیلی دقت كنید در اینجا مسأله را بدون وساطت نفسانی از همان مبداء وحی و یا مبداء ولایت تكوینیه و مطلقه اتخاذ میكنند دیگر در اینجا قصور، تقصیر، خلط و مزج بین حق و باطل نمیتواند به هیچ وجه من الوجوه معنا و مصداق پیدا كند.

