تأمین امنیت اخلاقى جامعه ازمهمترین وظائف حكومت اسلام
9امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید: این دفینههای عقل را خدا در وجود تكتك شما قرار داده، منتها یكوقتی شما از نقطه نظر توجّه ماتریالیستی فكر میكنید همین مسأله دنیاست، یكوقتی میآیید فكرتان را رئالیستی میكنید، به آن بُعد از مسأله میپردازید، به خودتان توجّه میكنید، آنجاست كه دیگر یك ثانیه را هم نباید از دست بدهیم. توجّه كردید! آنجاست كه اگر این مسأله برای ما روشن بشود، دیگر روی پای خود نمیتوانیم بایستیم. آنجاست كه اگر ما متوجّه بشویم چه نیروی لایتناها دارد از ما فوت میشود و به چه مسأله ما داریم این كه عرض میكنم خدمتتان تمام اینها با مشاهده و وجدان ثابت شده نه فقط به عنوان یك فرض بكنید كه در خلاف اینها این ایده آلیستها كه برای خودشان یك مسائلی را مطرح میكنند كه اصلًا ممكن است با واقعیت و با رئالیست هم هیچگونه تطابقی نداشته باشد. نه خیر، در مكتب الهی در قبال ماتریالیست مسأله رئالیست وجود دارد، نه فقط ایده آلیست كه یك سری مطالبی بیایند بگویند. معلوم نیست اینها اصلًا در خارج واقعیت پیدا میكند یا نه. تصوّرات و تخیلات ذهنی را اینها به ما تحویل ندادند. مسائل واقعی را اینها برای ما بیان كردند. قائلین به اصالت واقع و اصالت روح این مسأله مسأله مهم است.
بنابراین نكته مهم در نظام حكومتی انبیاء عبارتست از پرداختن به این مطلب به اصالت معنا و اصالت واقع این قضیه باید در نظام حكومتی اسلامی مورد دقّت قرار بگیرد. این مسأله.
امروزه در دموكراسی تعریفی كه میشود تعریف تعریف مادّی است. یعنی افراد كاری بهم نداشته باشند، شرایط زیست برای همه فراهم باشد، البتّه خوب است، در این محدوده بسیار خوب است و اشكالی ندارد. ولی صحبت در این است كه آن محدودهای را و آن تعریفی را كه قائلین به دموكراسی و آزادی به عنوان حریت و به عنوان اختیار تام در زندگانی دنیا قائلند، با آن دموكراسی و آزادی و اختیار در انتخاب با نظام حكومتی انبیاء در تعارض است، آن دموكراسی و آزادی و اختیار به همین آزادی مصطلح برمیگردد. یعنی یك نفر در محدوده اختیار خود بدون اینكه از نقطه نظر فیزیكی فقط، از نقطه نظر ظاهری خود را در یك وضعیتی قرار بدهد كه كار خودش را انجام بدهد، به كسی تعدّی نكند، راه را بر كسی نبندد، حقّی را از كسی نگیرد و سلب آسایش دیگران را فراهم نكند. به عنوان یك فرد متمدّن و منطقی در نظام دموكراسی این قلمداد میشود. یك شخصی فرض كنید كه من باب مثال یك زن این از منزل بیرون بیاید به هر نحو ممكن ولو عاریاً بدون هیچگونه پوششی، این از منزل بیرون میآید به كسی هم تعدی نمیكند، راه را هم بر كسی نمیبندد، سوار ماشینش میشود و به دنبال كار خودش میرود و بعد در خیابان حركت میكند و بعد وارد منزل میشود. در مغازه میرود چیزی میخرد و بعد میآید در منزل، از نقطه نظر نظام دموكراسی فعلی این زن به عنوان یك زن ایدهآل و متمدّن و با فرهنگ تلقی میشود. چرا؟ چون كاری به كسی نداشته. یا یك مرد اگر از منزل خودش خارج بشود. راه را بر كسی نبندد، موجب تعدّی نشود، كسی را سب نكند، فحش ندهد، ولی به هر شكلی میخواهد باشد حتّی عریان از منزل میخواهد بیرون بیاید، بیرون بیاید. اشكال ندارد. خودش میداند ما كه در حساب و كتاب او نیستیم، او كه در حساب و كتاب ما نیست، خب خیلی دیگر عالی میشود واقعاً، مملكت میشود گل و بلبل دیگر. اون از آن طرف و این هم از اینطرف. این نظام خب از نقطه نظر عادی و ظاهری مورد پسند جوامع غربی و قائلین به ماتریالیست هست، ولی ما باید ببینیم چه مسألهایی در اینجا فراموش شده و چه اصلی در اینجا نسیاً منسیا قرار گرفته؟! آیا در یك همچنین نظامی تمام افراد جامعه از هر سطح و در هر مرتبه فرهنگ آیا میتوانند به مطلوبشان برسند؟! با توجّه به اینكه خدای متعال در انسان غرایزی را قرار داده، صفاتی را قرار داده، این صفات و این غرایز اگر در تحت كنترل قوّه عاقله و آن غرایز منطقی نفس در نیاید، چه بسا ممكن است مفاسدی را به بار بیاورد. با توجّه به این قضیه چطور ممكن است ما آن امنیت اخلاقی متوقّع در جامعه را كه هر كسی بتواند در سایه آن امنیت اخلاقی به مراتب كمالی خود برسد، چطور میتوانیم تأمین كنیم؟! امروزه حتّینسبت به این قضیه خیلی دارند بحث میكنند. یعنی این مطلب مخصوصاً در این دهه اخیر یا در این بیست ساله اخیر و بالأخص در همین سالهای اخیر مورد توجّه قرار گرفته. و بحمداللَه بسیاری از متفكّرین و قائدین به این مسأله و مسائل ایدئولوژی امروز من حیث لایشعُر و كنایةً و اشارةً و چه بسا تصریحاً بسیاری از آنها حتّی تصریح هم میكنند نسبت به این نقطه ضعف بسیار مهم در حكومتهای غربی اعتراف دارند كه ما برای بشر فقط رفاه ظاهر آوردیم. ببینید ما برای بشر صرفاً یك زندگی عادی را تأمین كردیم امّا از آن نقطه نظر و از آن بعد غفلت شده. و همان مسأله است كه خواهی نخواهی جوامع را به سوی تباهی میكشاند و بسوی فساد میكشاند. انسان نمیشود خود را از هر قانونی یله و رها ببیند.

