تأمین امنیت اخلاقى جامعه ازمهمترین وظائف حكومت اسلام
4راجع به پیغمبر اكرم میفرماید: (هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ)1 پیغمبر برای هدایت نازل شده است. (يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ)2 تسبیح خدا را در آسمان و زمین تمام موجودات به جا میآورند. (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ)3 هدف از بعثت انبیاء و بالأخص بعثت رسول اكرم مسأله مسأله تزكیه است. مسأله بُعد اخلاقی انسان است لِیزكیهم آنها را پاك كند، آنها را تزكیه كند. در آن آیه اول میفرماید: (لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ)4 تا اینكه مردم قیام به قسط كنند قیام به عدالت كنند در اینجا مقصود و منظور را تزكیه نفس قرار میدهد و تربیت نفوس قرار میدهد. خُب ببیند!
امروزه در حكومتهای فعلی مسأله تربیت نفس مطرح نیست. نهایت چیزی كه برای حكومتهای فعلی در سراسر دنیا مطرح است صرف گذران زندگی و تشكیل نظام حكومتی به نحوی است كه شخصی به شخص دیگر تعدّی نكند. این نهایت مقصد و غایت و آمال حكومتهای فعلی را تشكیل میدهد. امّا در نظام حكومتی انبیاء مسأله مسأله تزكیه است. یعنی گر چه ما از نقطه نظر نگرش به مادّه با قائلین به اصالت مادّه تفاوت داشته باشیم، امّا از آنجائیكه توجّه انسان بدون مربّی اخلاقی و بدون رعایت موازین اخلاقی به عالم مادّه است و تمام هوش و حواس و محوریت حركت انسان در توغّل در كثرات سپری میشود، از این اصل مهم كه اصل از خلقت آفرینش است در نظام حكومتی غفلت میشود. و این نقطه، نقطه فرق بین نظام حكومتی فعلی در دنیا و بین نظام حكومتی انبیاء است كه مقصود از حكومت در دنیا فقط و فقط گذران زندگی و تأمین فیالجمله تأمین آسایش افراد و گذران زندگی آنها و عدم تعدّی ظاهری و فیزیكی خیلی دقّت كنید تأمینفیزیكی آنها و عدم تعدّی فیزیكی در نظام زندگی دنیا برای این حكومتها است. فرض كنید در مسائلی كه مطرح میكنند خُب امنیت میآوریم، تعدّی به غیر را برمیداریم، نسبت به مسائل اقتصادی خُب راههایی كه هر شخص بتواند به آنچه را كه مدّ نظر دارد ما آن راهها را ایجاد میكنیم. خب البتّه اینها چیزهای خیلی خوبی است و باید باشد. اگر نباشد كه خوب جنگل است، قانون قانون جنگل خواهد شد، اگر قرار باشد یك عدّه خاصّی فقط بتوانند از مواهب اقتصادی مملكت استفاده كنند و بقیه محروم باشند، خب این قانون جنگل است. اگر فرض بكنید كه انسان بخوابد و امنیت نداشته باشه كه شب مورد تعرّض واقع میشود یا نه، خُب این در اینجا كشور نیست، جنگل خواهد بود. اگر فرض بكنید كه انسان از نقطه نظر سایر موارد و سایر تعدیات از كمترین مسائل زندگی خوب محروم باشد طبعاً این نمیتواند حكومت پسندیده در كمترین امكانات و حداقلّ از توقّعات قرار بگیرد. پس این مسأله به عنوان نفس تشكیل حكومت باید مورد توجّه قرار بگیرد. به این مسأله ما نظر نداریم. صحبت ما در مسئولیت و تعهّدی است كه زمامداران حكومت اسلامی در قبال جامعه با تمام افراد دارند نه با یك قشر خاص. و آن تعریفی كه دنیای امروز و به عبارت دیگر اصل دموكراسی در نظام حكومتی دنیا آن اصل را مورد توجّه قرار میدهد، آن عدالت چه عدالتی است و آن دموكراسی چه دموكراسی خواهد بود؟
- ١- سوره توبه (٩) آيه ٣٣
- ٢- سوره جمعه (٦٢) آيه ١
- ٣- سوره جمعه (٦٢) آيه ٢
- ٤- سوره الحديد (٥٧) آيه ٢٥

