حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
6دیگر اینكه تدبیری را جدای از تدبیر پروردگار برای خودش انتخاب نكند. ان لایری العبد لنفسه تدبیرا. تدبیر برایش نبیند. راجع به این مسأله صحبت شد و میشود. و اینكه آیا تدبیر اندیشیدن غلط است یا درست است و منظور امام صادق چه بود؟
عرض شد كه تمام نظام اسلام بر تدبیر است، تمام نظام اسلام بر تنظیم است. تمام نظام اسلام بر تأمّل است و دقّت است و مراقبه است در هر امری از امور، دقیق. چطور امام صادق میفرماید: تدبیری در مسائل نیندیشد. جواب این مسأله انشاءاللَه در پایان عرائضی كه بعداً خواهیم كرد و به آن نقطه رسیدیم پاسخش داده خواهد شد یا حتّی شاید به اشاره هم جواب این مسأله داده شده باشد.
صحبت راجع به مبانی حكومت اسلام بود و وظائفی كه حكومت اسلامی باید آن وظائف را در محدوده زمامداری حكم اسلامی انجام بدهد. یكی از آن مطالب مسأله تفویض مسئولیت به فرد لائق است. این یكی از مسائل بسیار مهّم و دقیق و مهّمی است كه میتوان او را از مسائل بنیادین و اصلی در یك نظام حكومتی دانست. هر نظام حكومتی و بطور كلی هر نظامی اصل استقرار آن نظام و اصل ثبوتش بر پایه تفویض مسئولیت به فرد لایق است.
شما یك ساختمانی كه میخواهید بسازید بنّایی را انتخاب میكنید كه آن بنا بتواند دیوار را درست و راست بچیند. راجع به اجراء نقشه بتواند دقیقاً این نقشه را انجام بدهد. از پیش خودش كم و زیاد نكند. مصالح شخصی را در این قضیه اعمال نكند. یك كارخانه همینطور، مسئولیت اگر نباشد، در عرض دو ساعت، به دو ساعت نمیكشد كارخانه تعطیل میشود. دو روز میگذرد بنا فرو میریزد. دیواریكه باید راست بالا برود، این دیوار كج بالا میرود. پایههایی كه باید درست آن پایهها چیده بشود آن پایهها خراب چیده میشود و نمیتواند آن بار را قبول كند. و این قانون، قانون عقلائی و عقلانی است. یعنی چه در نظام اسلامی یا در نظام غیر اسلامی، نظام یهودیت، مسیحیت، نظام لائیك، نظام الحاد، نظام استبداد، نظام غیر استبداد، در هر نظامی این مسأله از مسائل بسیار مهم است. حتّی در نظام استبدادی همینطور. الآن ما نظامهای استبدادی در دنیا خیلی داریم. امّا اگر قرار باشد در همین نظام استبدادی مسئولیت به افراد غیر وارد داده بشود، مثلًا مسئول یك كارخانه برق یك فرد فرض كنید كه بچه كلاس شش ابتدایی باشد، این كار را انجام میدهند؟ نه. چرا؟ زیرا در خود نظام استبدادی برای بقاء و استقرار همین نظام باید فرمولهای عقلانی راباید انجام داد. یك نیروگاه برق، یك سدّی كه برقگیر هست این سدّ را به یك فرد غیر لایق نمیدهند چرا؟ اگر بدهند برق دوروز دیگر قطع میشود. اینكه این كلید را كی بزند، ولتاژ را كِی بالا بیاورد، كِی پایین ببرد، دریچه را كِی فرض كنید كم كند، فشار آب را كم و زیاد بكند، به مقدار توان و خورند مصرف برق وارد شبكه بكند، این تنظیم معدّلها و ترانسفور موتورها برای تنظیم بین نیروگاه و بین آن قسم فرض كنید كه شبكههای داخلی این اگر قرار باشد كه فرض كنید دست یك فردی بدهند كه این فرد هیچگونه اطّلاعی ندارد، فرض كنید كه دست یك پزشك بدهند، خوب پزشك از مسائل برق چه اطّلاع دارد؟ اینچكار میكند؟ دوساعت اوّل نیروگاه میخوابد. میزند همه چیز بهم میخورد. توربینها همه داغان میشود، سدّ فرو میریزد، همهچیز از بین میرود. نباید بگوئیم چون نظام استبدادی است، پس بنابراین همهچیزش دیگر باید خراب بشود. نظام استبدادی آنگاه میتواند استبداد داشته باشد كه در اصول اوّلیه استقرار آن نظام طبق اصول عقلانی عمل كند. اگر فرض كنید كه وزارت اقتصادش را بدهد فرض كنید به شخصی كه اصلًاً هیچگونه اطّلاعی ندارد، خوب اقتصاد از بین میرود. میآید جلو، میآید جلو تا یك محدودهای كه دیگر در آن محدوده خطّ قرمز است از آنجا نمیتوان عبور كند، آنجا را به فرد لایق باید بدهد، كسی كه لیاقت آن كار را دارد. این برای همه نظامها مسأله به همین كیفیت وجود دارد.

