در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

14098
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

5
  • كلام معصوم با كلام غیر معصوم تفاوتش در همین است. كلام معصوم نور محض است. دیگران مخلوط دارند، قاطی دارند، كم و زیاد دارند، از خود اضافه می‌كنند، آنجایی كه به نفع است، یك شعاری را مطرح می‌كنند آنجایی كه به نفع نیست نه هم چنین شعاری دیگر مطرح نمی‌كنند یك هم چنین اعلانی را ما نمی‌كنیم. معصوم همیشه معصوم است. جنگ می‌كند با معاویه در كوران جنگ، می‌آیند از او از نماز سؤال می‌كنند. می‌ایستد. دارد می‌جنگد می‌ایستد. جواب سؤال و فتوایی كه دارد حكم نماز را باید بدهم. آخر این وقت وقت نماز است. جنگ مال نماز است. التفات می‌كنید این می‌شود معصوم و این می‌شود اسوه. آن می‌شود شخصی كه باید این را كنار گذاشت. چرا؟ چون به همه احكام از دریچه‌نور مطلق نگاه می‌كنند نه از دریچه جریان او مطابق با مصالح و با منافع شخصی و اظهار سلیقه‌های شخصی اینجاست كه كم و زیاد می‌شود. این كلام كلام امام صادق است.

  • ایشان می‌گویند: من تا آخر زمانی كه در نجف بودم ما به این روایت نگاه می‌كردیم و به روایت توجّه می‌كردیم. حالا كسی كه اینطور باشد این دیگر تحصیلش چطوری در می‌آید از آب؟ درسش چطوری از آب در می‌آید؟ مباحثه‌اش چطوری در می‌آید؟ ارتباطش با مردم چطوری در می‌آید؟ و كسی كه اینطور باشد دیگران دیگر چگونه به او نظر می‌كنند؟ دیگران چطوری به او نگاه می‌كنند. دیگر نگاهها می‌شود نگاههای انتقاد آمیز. كه آنها نیستند دیگر، دیگران نیستند. نگاهها می‌شود انتقادآمیز. تهمتها دیگر شروع می‌شود، یكی یكی می‌آید، سب‌ها می‌آید، پشت سر صحبت كردن‌ها می‌آید، آقای آقا سید محمّد حسین درویش است، صوفی شده، از مرام ائمّه جدا افتاده، حوزه را دارد بهم می‌زند. هان اینها دیگر دارد می‌آید چرا؟ چون آنها به روایت عنوان بصری نگاه نمی‌كنند. اصلًا نمی‌دانند عنوان بصری وجود دارد یا ندارد. و یا آقای آقا سیدمحمّدحسین به روایت عنوان بصری نگاه می‌كند. هفته‌ای دو روز هم نگاه می‌كند. خُب حضرت می‌فرمایند اگر اینكه بیایند به انسان بگویند آقا فلان مریدت شنیدیم به آن طرف رفته چه می‌گوید؟ یك چیزی كه همه می‌گویند. اگر بیاید به انسان بگویند آقا دیدیم كه فلان ریاستت‌اینطور شده، شل شده، كم شده، زیاد شده چه می‌گوید؟ باداباد. چرا؟ اگر بیایند به انسان بگویند آقا فرض كنید كه فلان قضیه از تو گرفته شده، فلان مسأله اضافه شده؛ بله. آن‌چه را كه منبوط به حق است و آنچه را كه مربوط به تكلیف است می‌رود او را دقیقاً انجام می‌دهد براساس چه؟ براساس تكلیف، براساس دستوری كه خدا به او داده، براساس نیابت و وكالت و وساطت از صاحب مال، صاحب ملك. وَلِله ملك السموات والارض تؤتی الملك من تشاء و تَنزع الملك ممن تشاء و لله ما فی السموات و ما فی الارض. همه اینها سلطنت مال خداست. سلطنت اختصاص به او دارد. به یكی می‌دهد از یكی می‌گیرد. ملكیت اختصاص به خدا دارد او را از یكی می‌گیرد به یكی می‌دهد. عزّت اختصاص به خدا دارد. مناعت و كرامت اختصاص به او دارد. می‌دهد و می‌گیرد و در این گرفتن و دادن نباید اختلافی پیدا بشود. باید هر دو مسأله برای انسان مساوی باشد. خُب این مطلب ان لایری العبد ... .