حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
3در مسائل این میزان اعتماد و ارتباط واینها همینطور بالا میرود، بالا میرود تا اینكه میآید به انسان میگوید و انسان این احساس را در او میبیند میگوید: اصلًا من خواستم را در این ارتباط با تو برداشتم و خواست تو را به جای خواست خودم گذاشتم. یعنی بر این اساس و این را هم این مطلب را از او احساس بكند. این میشود اعتماد دیگر صددرصد چون این خواست خودش است. این كار را بكن! عیناً میرود آن كار را انجام میدهد. این مسأله را برو انجام بده، عیناً انگار خود شخص حركت كرده با پای خود و رفته و این مطلب را انجام داده؛ یك كلمه كم و زیاد نمیكند. یك اراده اینطرف آنطرف نمیكند. یك اظهار سلیقه اینطرف آن طرف نمیكند. همان عمل را میرود انجام میدهد و میآید. حالا، عبودیت یعنی این. یعنی انسان خود را به كنار بگذارد، خواست او را بیاورد جایگزین خواست خودش بكند. آن وقت چه خواهد شد! این میشود عبودیت.
امام صادق علیهالسّلام در این سه فقرهای كه حقیقت عبودیت را میخواهند توضیح بدهند برای عنوان بصری، سه مطلب دارند.
مطلب اوّل اینكه، ان لایری العبد لنفسه فیما خوّله اللَه ملكا. بنده در آن چه كه خدا به او عنایت كرده تعلّق و ملكیتی احساس نكند. تعلّقی را نبیند. تعلّق یعنی چه؟ یعنی امشب كه دارد میخوابد همهاش فكر این است چه جوری زیاد كنم، چطوری كم كنم، آن كار را چكار كنم، اگر آن جور نشود آنطور میشود، آقاجان بگیر راحت سرت را بگذار روی تختخواب بخواب. دزد آمد برد برد، زلزله زد خرابش كرد، كرد. مگر مال تو بوده؟ هان بگیر راحت بخواب. ساختمان را برای خودت میخواهی یا خودت را برای ساختمان؟ ریاست را برای خودت میخواهی یا خودت را برای ریاست؟ هان مال را برای خودت میخواهی یا خودت را برای مال؟ موقعیت، رفیق، بیا برو، بیا برو، برای كدام میخواهی؟

