حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
2أعوذُ باللَه منَ الشَّيطان الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمنِ الرَّحيم
الحَمدُ لِلَّه رَبِّ العالَمين
وَالصَّلوة والسَّلام عَلى سَيِّد المُرسَلين و أشرَف النَّبيّين
مُحمَّدٍ وَ آل ه الطَّيّبي ن الطّاه رين
وَاللَعنةُ عَلى أعدائهِم أجمِعين
إلى يومِ الدّين
قُلْتُ: يا أَبا عَبْدِاللَه! مَا حَقيقَةُ الْعُبوديَّةِ؟! قال: ثَلاثَةُ أشْياءَ: أنْ لا يرَى الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فيما خَوَّلَهُ اللَه مِلْكاً، لأنَّ الْعَبيدَ لا يكوُنُ لَهُمْ مِلْكٌ، يرَوْنَ الْمالَ مالَ اللَه، يضَعُونَهُ حَيْثُ أمَرَهُمُ اللَه بِهِ؛ وَ لا يدَبِّرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبيراً؛ وَ جُمْلَةُ اشْتِغالِهِ فيما أمَرَهُ تَعالى بِهِ وَ نَهاهُ عَنْهُ.
راجع به حقیقت عبودیت وقتی كه عنوان بصری سؤال میكند حقیقت عبودیت چیست؟ حضرت میفرماید: سه چیز است. عبودیت یعنی انسان واقعاً در برابر اراده و مشیت پروردگار تسلیم باشد. یعنی خود را بردارد و او را بجای خود بگذارد.
خیلی این مسأله مسأله مهمّی است. واقعاً اگر شخصی با یك فرد میخواهد كاری را انجام بدهد، رفاقتی بكند و مسأله مهمّی را میخواهد با او مطرح بكند، اشتراكی میخواهد بكند، مشاركتی میخواهد بكند. طبعاً هر كسی برای خودش فكر و خیالی دارد، سلیقهای دارد، اظهار نظری دارد، چه بسا شیطان میآید و گاهی وسوسههایی میكند. بطور كلّی آن اعتماد و اعتبار برای مصاحبت تنگاتنگ بخصوص در موارد مهّم و حسّاس و اساسی را شیطان میآید و او را دستخوش بعضی از وسوسهها میكند. حالا اینجا را انجام بدهم اینجا را انجام ندهم، این را میفهمد آن را نمیفهمد، كی خبر دارد حالا، بطوری كه احساس اطمینان و احساس اعتبار ممكن است انسان نسبت به رفیقش نداشته باشد. این احساس اعتبار و احساس اطمینان كمكم زیاد میشود، زیاد میشود، در صورتیكه ببینید یك نوع تقابل مثبت در این مسأله وجود دارد. در مطالب مطرح میكند، مسائل را میآید مطرح میكند، اگر جایی برود خرید كند از طرف این و او یك جایزهای به این بدهد، یك مقداری ارفاق بكند گر چه این نمیفهمد ولی بیاید ارفاق را بگذارد جلو، بگوید این مقدار من خرید كردم این مقدار هم آن به ما فرض كنید كه منفعت داده، این چه قدر واقعاً اطمینان را میبرد بالا. گرچه اگر هم به او نگوید ممكن است او متوجّه نشود و این هم عمل خیانت آمیزی نكرده. یك وقتی مانند آنچه كه متداول است بحمداللَه، یك مقداری آن فروشنده مبلغ را بالا میبرد و بعنوانپورسانت و از این جور اسامی به این واسطه میدهد. خُب این قطعاً خیانت است. حالا اسمش را هر چه میخواهند بگذارند. جایزه بگذارند، منفعت بگذارند. میگویند: نه آقا این خودش خواسته اصلًا بدهد. كجا خودش خواسته بدهد؟ عاشق چشم و ابروی شما كه نبوده بیاید حالا فرض بكنید كه این مبلغ را بخواهد بپردازد. حتّی بعضی از واسطهها هستند میگویند اگر به ما این قدر ندهی، میرویم از یك فروشنده دیگر فرض كنید كه میگیریم و اینها. خب دیگر حالا راجع به این مسائل صحبت نكنیم كه صلاح هم نیست. اینها همهاش خب حرام است. هم گرفتنش حرام است، هم دادنش حرام است و .... حالا یك وقتی نه اصلًا خود فروشنده یك حساب و ارتباط خاصّی با این واسطه بخصوص دارد و قیمت را هم براساس قیمت عادی میدهد بطوری كه اگر از این نگیرد نگیرد، برود از جای دیگر بگیرد ولی در عین حال از خودش یك مبلغی بدهد كه این اشكال ندارد. این مسألهای نیست. درست است. امّا اگر نه انسان همان را هم كه حلال است و همان را هم كه درست است بیاورد بگذارد جلوی صاحبكار، بیاورد بگذارد جلوی آن شخصی كه وكیل از طرف اوست و بگوید این مقدار را هم بما دادند این هم تا قِران آخر. چقدر میزان ارتباط را میبرد بالا، چقدر میزان اعتماد را میبرد بالا. میگوید این آدم آدم درستی است.

