حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام
8اما اینكه آیا الآن، به این نطفه، نطفه منعقده، گفته میشود یا نه؟ صرف قرار گرفتن نطفه در رحم زن، را انعقاد نمیگویند. انعقاد، یعنی بسته شدن، آیا منظور از انعقاد، صرف قرار گرفتن است؟ كه این قطعاً نیست. یا اینكه منظور از انعقاد، انضمام نطفه مردو نطفه زن است؟ این را انعقاد میگویند؟ یا اینكه مقصود از انعقاد، عبارت است از الصاق و چسبیدگی نطفه به دیواره رحم، كه شروع به ارتزاق میكند. این معنای انعقاد است. این دیگر بر عهده پزشك است. كه این نطفه كه الآن سقط شده است، آیا نطفهای بوده است كه منعقد شده؟ اگر منعقد شده بیست مثقال شرقی باید طلا بپردازد. اگر منعقد نشده صرفاً یك نطفهای بوده و بعد خارج شده. این دیگر در این صورت دیه نیست، التفات كردید؟
پس فقیه نمیتواند از پیش خود موضوع را تشخیص بدهد. بگوید كه این نطفهای كه الآن خارج شده است نطفهای بوده است كه منعقد شده. نخیر. این احتیاج به تخصّص دارد. پزشك باید این مطلب، این را متوجّه بشود. یا اینكه مسأله، مسألهای باشد كه عرف، بتوانند این مطلب را بفهمند. یا اینكه فرض كنید كهمن باب مثال، نسبت به موضوعات دیگر، در همه موضوعات، عرف و متخصصین، اینها افرادی هستند كه میتوانند موضوعات را تشخیص دهند. وقتی كه یك موضوع تشخیص داده شد، آن وقت فقیه میآید برای این موضوع حكم جعل میكند. البته نه جعل از پیش خود، حكم شارع را میآید بیان میكند.
و مسأله تشخیص موضوع، خیلی مسأله مشكلی است. یعنی انسان یك موضوعی را بتواند تشخیص بدهد و فقط موضوع اختصاص به همین نماز و روزه و وقت و قبله و طهارات و نجاسات و اینها ندارد. ما موضوعاتی داریم بسیار مشكل. موضوعاتی داریم بسیار حسّاس، و موضوعاتی داریم بسیار دقیق كه اینها نیاز به مطالعات و نیاز به اهل خبره، و نیاز به یك تجربه بسیار طولانی دارد.

