دو اصل مهم در مبانى حكومت اسلامى: مشورت در امور و التزام به تعهدات
6در شرع تعهدّ نسبت به این مسائل باید تعهدّ لازم الاجرا باشد و این مسأله از نظر نقطه نظر اخلاقی یكی از مسائل بسیار مهمّی است كه ما در سیره ائمه علیهم السّلام این مسأله را مشاهده میكنیم و این مسأله را میبینیم. و در مكتب عرفان رعایت این نكته بسیار مهمّ است. كسانی كه به تعهدّات خودشان عمل نمیكنند، اینها دارای یك حالتی میشوند حالت نفسانی كه نمیتوانند حركت كنند؛ یعنی نفس آنها به یك وضعیتی عادت میكند كه حركت صعودی و عبور از حجاب برای آنها انجام نخواهد گرفت، مگر این كه شخص عذری داشته باشد و آن عذر موجب بشود كه نتواند نسبت به این تعهدّ خوب طبعاً توافی كند. این مربوط به تدبیر در امر.
در جلسه گذشته عرض شد مسأله شورا و مشورت یكی از مسائل بسیار مهمّ در مبانی اجتماعی اسلام و تشیع است و به عنوان یك ضرورت در مبانی شیعه از جهت اداره امور این مسأله مطرح است. ملاك و میزان پذیرش یك مطلب در معیار سنجش و در میزان سنجش عبارت است از رسیدن به حقّ. این ملاك برای حركت تكاملی انسان است، نه اینكه ملاك عبارت است از كثرت آراء و سلائق و بینشهای مختلف، ملاك عبارت است از رسیدن به حق. و این یك مسألهای است كه تمام افراد این مطلب را ادراك میكنند و به اهمیت این مسأله همه واقفند. اگر دواعی نفسانی نباشد و اگر خواستها و اهویه نفسانی نباشد تمام افراد این مطلب را میفهمند، همه میفهمند.
در جنگ صفین خوب افرادی كه در آن جا بودند بواسطه تبلیغات معاویه اینها به جنگ امیرالمؤمنین آمده بودند دیگر. تبلیغات موثر است. با تبلیغات زشت پسندیده و پسندیده زشت میشود. با تبلیغات افراد جای خودشان را عوضمیكنند. دو روز از یك نفر بیایند تبلیغ كنند، نظر ما نسبت به او تغییر پیدا میكند. فردا دوباره برگردد قضیه برمیگردد، تبلیغات نقش بسیار مهمّی دارد. و معاویه با تبلیغات خود امیرالمؤمنین علیهالسّلام را كه اول مجاهد در راه خدا و اوّل ناسك فی سبیل اللَه و اوّل سالك راه خدا و اوّل فرد شاخص و متمایز و اسوه حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام بود، تبدیل كرده بود به یك انسان قاتل و فاسق، قاتل و فاسق كه به دستور آن حضرت آمدند و عثمان خلیفه رسول خدا را كشتهاند و این هم پیراهنش در میان مردم، داد میزند: و باید علی بیاید و قاتلین عثمان را تحویل بدهد. چرا به تو تحویل بدهد؟ اگر علی خلیفه رسول خداست، خوب خودش میداند با این قاتلین چكار كند، ثانیاً مگر علی دستور داده، مگر امیرالمؤمنین به افرادی كه میخواستند بر منزل عثمان هجوم بیآورند و عثمان را از بین ببرند، نفرمود كه این كار را نكنید، این كار مفاسدی دارد و انجام ندهید. و خود امیرالمؤمنین افرادی را برای بردن آب و آذوقه به منزل عثمان مگر تعیین نكرده بود؟! آب نمیگذاشتند برود، آب را از بیرون میآوردند، آب نمیگذاشتند برود، آذوقه نبود، و بعد حصر كردند و اینها را نگذاشتند برود، اینها همه وقایع تاریخی و وقایع مسلم است! عثمان میآید. معاویه، همین معاویه وقتی كه از او عثمان طلب مساعدت میكند، با لشگر خودش میآید در بیرون مدینه توقف میكند، صبر میكند وقتی كه عثمان را از بین بردند آن موقع برمیگردد به شام و داد میزند: وایكه این عثمان خلیفه رسول خدا از بین رفته، ببینید چقدر حقه بازی است، چقدر مكر، و خود عثمان این مطلب را به اطرافیان گفته بود وقتی كه نامه فرستاد، معاویه گفته بود ما در خدمت شما هستیم. گفت: من میدانم ای پدر سوخته تو در بیرون مدینه ایستادی كه وقتی كه مرا كشتند، آن موقع بیایی از من خونخواهی كنی! خوب همدیگر را میشناسند دیگر! اینها، بالاخره اهل دنیا همدیگر را خوب میشناسند! آن وقت این امیرالمؤمنین علیهالسّلام با این مسائلی كه این سه تا خلیفه به سر او آوردند، نهی میكند مهاجمین بر منزل عثمان را از اینكه او را از بین ببرند. و بر خلاف دستور امیرالمؤمنین این صحابه میآیند و عثمان را از بین میبرند. بر خلاف نظر، یعنی كار به جایی رسیده بوده كه حتی از امیرالمؤمنین این صحابه هم دیگر حرف شنوی نداشتند! یعنی اینقدر قضیه خراب شده بود و دیگر قابل تحمّل نبود. خلافت عثمان دیگر قابل تحمّل نبود. ولی اگر ما در آنجا بودیم چكار میبایست بكنیم؟ همه زود بگوئیم: باید به دستور امیرالمؤمنین عمل میكردیم. چرا؟ همین الآن گفتیم دلیلش روشن است. مگر نباید از حق متابعت كرد، حق چیست؟ تفكر ماست یا امیرالمؤمنین؟ كدام یك از این دو تا حق است؟ فكر ما و قیاسات ما و استدلال ما و نتایج فقهی ما و كیفیت اجتهاد ما این حق است یا نص كلام امیرالمؤمنین؟ اگر در روز قیامت ما را بیاورند، خدا بگوید: چرا عثمان را نكشتی؟ چرا عثمان را نكشتی؟ و ما بگوئیم بدستور امیرالمؤمنین این كار را نكردیم، خدا از ما مؤاخذه میكند؟ ابدا، اما اگر بگوییم كه نه با فكر خودمان تشخیص دادیم ظلم را باید برداشت، نهی از منكر باید كرد، اگر یك مسألهای، اینها درست، یك وقت ما امیرالمؤمنین را در مقابل نداریم. و صحبت ما در قضیه شورا این مسأله است.

