دو اصل مهم در مبانى حكومت اسلامى: مشورت در امور و التزام به تعهدات
3دو جور ما تعهدّ داریم، یكی تعهدّ ملزمه اصطلاحی فقهی است كه در ضمن عقد انسان یك تعهدّی را به طرف مقابل و یك شرطی را به طرف مقابل مشروط میكند. راجع به این مورد خوب آقایان فقها میگویند لازم الاجرا است. اگر شخصی در ضمن عقد و در ضمن معامله یك شرطی را بكند، این معامله انجام میشود مشروط بر اینكه یكی از دو طرف یا هر دو، یك تعهدّی را انجام بدهند. طبعاً اینها لازم الاجرا است البته در صورتیكه آن تعهدّ یا آن شرط خلاف شرع نباشد.
تعهدّ دوم تعهدهای ابتدایی است، در ضمن معامله نیست. شخصی قول میدهد به یك فرد دیگر كه من این كار را برای تو انجام خواهم داد. وعدهای باهم میگذارند، قراری باهم میگذارند، در تمام این موارد از نقطه نظر فقهی در این مسأله اختلاف است كه آیا این تعهدّات لازم الاجرا است یا اینكه لازم الاجرا نیست. آن چه كه به نظر قاصر میرسد اینست كه این تعهدّها، مانند تعهدّهای ضمن عقد لازم الاجرا و واجب است شرعاً، و تفاوتی با تعهدّها و شرایط در ضمن عقد ندارد. فرض كنید كه اگر یك شخصی قول بدهد به یك فرد دیگر كه من برای تو این كار را انجام خواهم داد، شرعاً واجب است كه انجام بدهد، یا قول بدهد فرض كنید من به منزل تو خواهم آمد، شرعاً باید به این تعهدّ عمل كند. یا اینكه اگر شما این كار را كردید، من هم برای شما این كار را خواهم كرد. از همین تعهدّهایی كه خوب در بین مردم متدارج است و بدون اینكه در ضمن عقدی باشد، تمام این تعهدّها شرعاً واجب است. و اختصاص به شرایط در ضمن عقد ندارد.
یادم است یك روز در زمان سابق بین دو نفر از دوستان مرحوم آقا یك تعهدّی انجام شده بود. هر دو كاسب بودند و در یكی از شهرستانها زندگی میكردند بر این اساس هر دو یك جنس را میفروختند، یك جنس را میفروختند. تعهدّ هم این بود كه قیمت این جنس را از این مبلغ پائینتر كسی نفروشد، یكی از این دو طرف نسبت به این تعهدّ تخلّف كرده بود، مشتری آمده بود و این هم قیمت را پائینتر از آن قیمتی كه بین طرفین توافق بود، قیمت را فروخته بود. در نتیجه به واسطه این قضیه موقعیت كسبی آن شخص دیگر در میان بازار، در میان واسطهها، آن موقعیتش دستخوش تغییر و تبدّل اینها شده بود، و موجب كدورت. قضیه به مرحوم آقا كشیده شد. قضیه تقریباً این طور كه در ذهن من هست، مربوط به حدود بیست و هفت سال پیش یا بیست و هشت سال پیش است. ایشان دو نفر را خواستند و آمدند و نشستند و مطالب را طرفین بیان كردند كه بله، ما این جنس را آمدیم از طهران خریدیم و بعد بردیم و بر این اساس كه اگر واسطههایی، دلالهایی آمدند، افرادی آمدند از ما بگیرند ما به كمتر از این قیمت نفروشیم. یك قیمتی كه توافق كرده بودیم. بله، ایشان آمده این كار را انجام داده و كمتر فروخته و آبروی ما را در بازار برده من باب مثال به عنوان گران فروش، آقا رو كردند به آن شخص و گفتند: آیا مطلبی كه ایشان میگویند، درست است یا نه؟ ایشان فرمودند: من در جریان نبودم، پسر من آمده بوده این كار را كرده و علی كل حال من خودم راضی بهاین مسأله نبودم. ایشان فرمودند: علی كل حال این قضیه از حجره شما انجام گرفته، حالا پسرتان بوده، یا خودتان بودید، یا شاگرد شما بوده، این مسأله از این میز و از این حجره، این در اینجا انجام گرفته و مسئولیتش بر عهده شماست.

