دو اصل مهم در مبانى حكومت اسلامى: مشورت در امور و التزام به تعهدات
2أعوذُ باللَه منَ الشَّيطان الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمنِ الرَّحيم
الحَمدُ لِلَّه رَبِّ العالَمين
وَالصَّلوة والسَّلام عَلى سَيِّد المُرسَلين و أشرَف النَّبيّين
مُحمَّدٍ وَ آل ه الطَّيّبي ن الطّاه رين
وَاللَعنةُ عَلى أعدائهِم أجمِعين
إلى يومِ الدّين
قُلتُ: يا اباعبداللَه! ما حقيقة العبودية؟ قال: ثلاثَةُ الاشياء: ان لا يرَىَ العَبد لنَفسِهِ فيما خَوَّلَه اللَه ملكاً، لأنَّ العبيدَ لايكونُ لهم ملك، يرَونَ المالَ مال اللَه، يضَعونَهُ حيثُ امرَهُمُ اللَه به، و لا يدبِّرَ العَبدُ لنفسه تدبيرا و جملةُ اشتغالِهِ فيما أمرَهُ تَعَالَى بِهِ و نهاهُ عَنهُ.
از امام صادق علیهالسّلام سؤال میكند كه حقیقت عبودیت در چیست؟ حضرت میفرماید: در سه چیز است، در سه مسأله است، مطلب اوّل اینكه عبد احساس ملكیتی نداشته باشد نسبت به آنچه كه خداوند به او داده، زیرا بندگان ملكیتی را در متصرفات خودشان نمیبینند. مال را مال خدا میدانند و در هر جا كه خداوند امر كرده، در همان جا مصرف میكنند.
مطلب دوم اینكه تدبیری نباید بنده برای خود بیاندیشد، راجع به مسأله كیفیت تدبیر و اینكه مقصود از این فقره شریفه در این حدیث چیست و آیا تدبیر مذموم است، انسان نسبت به كارهای خودش تدبیر نداشته باشد، تأمل نداشته باشد، در حالی كه ما در تمام مسائل این قضیه تدبیر و این قضیه تأمّل را به بهترین نحو و به دقیقترین شكل در دستورات اسلامی مییابیم.
و عرض شد اصلًا در قضیه تدبیر و اداره امور به نحو مطلوب، یك سرّی در این قضیه نهفته و عدم توجه به این نكته موجب میشود كه به طور كلّ شیرازه امور از هم گسسته بشود. به اندازهای این مسأله تدبیر و حفظ امور بر اساس تأمل مورد نظر است و در مكتب عرفان نسبت به این قضیه تأكید شده. كه به نظر میرسد یكی از واجبات اخلاقی در مكتب عرفان عبارت است از تعهدّات حتی بدیهی و غیر ملزمهای كه مردم در میان خودشان دارند. و تخلّف از این تعهدّات به عنوان تخلّف از مبانی سلوكی تلقّی میشود.

