لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه
8و تَصَدَّقَ عَلَیَّ بِعَفوِک.
«تصدّق بده بر من، منّت بگذار به مغفرت و عفو خودت!»
پردۀ خداوند، پوشانندۀ گناهان انسان
أی رَبِّ جَلِّلنی بِسِترِکَ وَ اعْفُ عَن تَوبیخی بِکَرَمِ وَجهِک.
«خدایا، ربِّ، پروردگار من، بپوشان مرا!»
جلّلنی یعنی: بپوشان مرا! جُلّ آن پارچهای را میگویند که انسان به خودش میپوشاند و دیگر بدنش معلوم نمیشود؛ مثل رداء، مثل عباء؛ میگویند: جَلَّلَهُ بالعَباءِ و الرِّداء، یعنی: بهواسطۀ عبا و رداء، خودش را پوشاند. جُلّ را هم که در لسان فارسیِ ما به آن چیزی میگویند که روی حمار و... میاندازند، برای این است که میپوشاند. جَلِّلنی یعنی: مرا بپوشان! به چه؟ به ستر خودت، به پردهای که خودت از ناحیۀ خودت بر من میافکنی و قبائح من در آنجا مستور میشود. و بگذر از اینکه مرا سرزنش و توبیخ کنی!
بگذر به چه؟ نه به خوبی من، [بلکه] «بِکَرَمِ وَجهِکَ؛» به کرامت و بزرگواری وجه خودت که اینقدر این وجه عالی است که هیچوقت تنازل نمیکند و بیاید آن وجه، خودش را مقابله کند با سیّئات من و بگوید: تو که گناه کردی! و مرا ملامت کند و سرزنش کند!
ستّاریت عجیب خداوند و پردهدری مردم نسبت به همدیگر
فَلَوِ اطَّلَعَ الْیَومَ عَلیٰ ذَنبی غَیرُکَ ما فَعَلتُهُ و لَو خِفتُ تَعجیلَ العُقوبةِ لَاجتَنَبتُهُ، لا لِأنَّکَ أهوَنُ النّاظِرینَ [إلَیَّ] و أخَفُّ المُطَّلِعینَ [عَلَیَّ]، بَل لِأنَّکَ یا رَبِّ خَیرُ السّاتِرینَ و أحکَمُ الحاکِمینَ و أکرَمُ الأکرَمینَ، سَتّارُ العُیوبِ، غَفّارُ الذُّنوبِ، عَلّامُ الغُیوبِ؛ تَستُرُ الذَّنبَ بِکَرَمِکَ و تُؤَخِّرُ العُقوبةَ بِحِلمِک.
«ای پروردگار من، اگر امروز بر گناه من غیر از تو کسی اطّلاع پیدا میکرد، من حاضر نمیشدم که آن گناه را بکنم؛ و اگر من میترسیدم که گناه کنم فوراً تو مرا به عقوبت بگیری و پاداش بدهی، باز هم من از گناه اجتناب میکردم؛ گناه نمیکردهام! گناه کردهام چون میدانم تو مطّلعی، تو مطّلع میشوی نه غیر تو؛ و گناه کردم چون مطمئن بودم تو تعجیل به عقوبت

