در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه

16568
نسخه عربی

لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه

7
  • گناهان عامل اصلی سوء ظنّ باللَه

  • پس گناهان موجب سوء ظنّ باللَه می‌شود و آنچه انسان را در میان آتش می‌افکند، سوء ظنّ به خداست! پس بنابراین اگر سوء ظنّ به خدا انسان را در آتش می‌افکند، ضدّش که حسن ظنّ به خداست، منجی است دیگر! پس اگر انسان حسن ظنّ به خدا داشته باشد، خود حسن ظنّ به خدا موجب تکفیر گناهان و آمرزش سیّئات انسان می‌شود.

  • بر همین اصل است که خداوند علیّ‌أعلیٰ وعده داده است و بر خود عهد کرده است که درگذرد از آن افرادی که حسن ظنّ به خدا دارند!

  • لذا حضرت در اینجا از این فقره خوب استفاده می‌کنند: «مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدتَ مِنَ الصَّفحِ عَمَّن أحسَنَ بِکَ ظَنًّا؛» من متنجّزم، این مطلب را قرص گرفتم؛ کدام مطلب؟ این وعده‌ای را که تو داده‌ای که: کسانی که به تو حسن ظنّ داشته باشند تو از گناهان آنها اغماض می‌کنی و از معاصی آنها درمی‌گذری!

  • پستی بندگان و گذشت خداوند به فضل خویش

  • و ما أنا یا رَبِّ و ما خَطَری؟!

  • «خدایا! من چه کسی هستم؟!»

  • ما، مای نافیه نیست، مای استفهامیّه است: «ما أنا؛ من چیم؟!» باید بگوید: «من أنا: من کیم؟!» امّا این‌قدر خود را کوچک، کوچک، کوچک قلمداد می‌کند که دیگر در این مقامِ تذلّل نمی‌خواهد اسم انسان عاقل را روی خود بگذارد و به «ما» که موصول است و برای غیر ذوی‌العقول،1 تعبیر می‌کند می‌گوید: من چیم ای خدا؟

  • «و ما خَطَری؟! عظمت من چیست؟! بزرگی من چیست؟! اهمیّت من چیست؟! من چیم؟!»

  • هَبْنی بِفَضلِکَ؛

  • «تو مرا به من نبخش، مرا به فضل خودت ببخش!»

  • نه اینکه به من نگاه کنی و ببینی در من یک چیزی هست، یک خوبی هست، یک کمالی هست، روی آن جهت مرا ببخشی؛ نه، هیچ نیست! این‌قدر هیچ نیست که از درجۀ انسانیّت بیا پایین‌تر، اصلاً من جزو ذوی‌العقول نیستم تا به عنوان آمرزش گناهِ یک انسان، تو مرا بیامرزی! چون می‌گوید: «ما أنا؟! من چیم؟!» «هَبْنی بِفَضلِکَ؛ به من ببخش به فضل خودت!»

    1. در زبان عربی معمولاً برای موجوداتی که از نیروی عقل بهره‌مند هستند مانند انسان، از اسم موصول «مَن» به معنای «کسی که» استفاده می‌شود؛ و برای موجودات فاقد قوّۀ عقل و تمییز مانند اشیاء، از اسم موصول «ما» به معنی «چیزی که» استفاده می‌شود. (محقّق)