لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه
4«کرم تو بزرگترست از آنکه بخواهی بعضی از مذنبین (ذنب یعنی: گناه، مُذنب یعنی: گناهکار)، مذنبینی که از روی غفلت کاری انجام دادهاند، آنها را مجازات کنی! کرم تو از اینها بالاتر است. و حلم تو بزرگترست از اینکه مقصّرین را مکافات کنی!»
معنای تقصیر در گناهان
آن کسانی که از روی عناد و دشمنی با تو در جنگ و نبرد نبودند بلکه تقصیر کردهاند، کوتاهی کردند، روی توجّه به عالم ماده، عالم طبع، غرائز مادی، گناهی از آنها سر زده است، حلم تو کجا و [آن کجا]؟! قابل قیاس با این تقصیرات نیست؛ آن حلمی که بزرگ است همۀ اینها را از بین میبرد!
خداوند، تنها پناهگاه گناهکاران از گناه
و أنا یا سَیِّدی عائِذٌ بِفَضلِکَ هارِبٌ مِنکَ إلَیک.
«ای خدای من، ای آقای من! من پناه آوردهام به فضل تو و گریزانم و فرار میکنم از تو به سوی تو.»
یعنی در عالم وجود، خدایی را نمیبینم که از او فرار کنم و به سوی تو رو بیاورم، یا از تو فرار کنم و به سوی آن خدا و آن مبدأ اصیل متوجّه بشوم؛ هرجا هست، تو هستی و حکومت توست؛ پس بنابراین من که فرار میکنم از گناهان، از معصیت، از جهالت، از غفلت، گناه میکنم از تو! چون آنجایی که جهالت و غفلت و نفس امّاره گریبان مرا گرفت و من در آنجا معصیت تو را بجا بیاورم، آن نقطه از حکومت تو که خارج نبوده، همان نقطهای که من [در] غفلت بودم باز وجود تو آنجا بوده، علم تو آنجا بوده، قدرت تو آنجا بوده، همه چیزِ تو آنجا بوده است.
فرار از گناه، فرار از خدا به خدا!
من که در خلوت گناهی انجام دادم، از نقطۀ نظر خودم آنجا را خلوت دیدم، ولیکن از نقطۀ نظر دیدگاه تو که آنجا خلوت نبوده است! تمام عالم وجود در مرآیٰ و منظر توست و در مقابل توست. پس در همان خلوتی که من گناه کردم، در محضر تو بوده است، حالا که از گناه فرار میکنم، از تو فرار میکنم؛ و متوجّه به تو میشوم، فرار کردم از تو به سوی تو!

