در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى

14237
عنوان بصری
نسخه عربی

مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى

6
  • اگر همیشه مواظب باشیم، ببینید یك كلفت می‌آید در مقابل شاه مملكت می‌ایستد و می‌گوید: آن را كه من باید از او بترسم تو نیستی، تو شاهی، تو می‌توانی مرا به زندان بیاندازی، این قدرت ظاهر را داری، ما باید یك عمری بكنیم، این عمر را چه در زندان بگذرانیم چه در منزل. 

  • بالاخره دو روز دیگر من و تو هر دو زیر خاك می‌رویم تو را با گلوله از بین می‌برند، ما هم یك مرض می‌گیریم و خلاصه با مرض می‌میریم و یا این كه جنابعالی ما را اعدام می‌كنید. تفاوتی نمی‌كند. هر دومان بدنمان را می‌گذارند زیر خاك، آنوقت آن جا معلوم می‌شود كه من جلو هستم یا تو. الآن تو دو روزی می‌آیی زور می‌گویی، می‌زنیم، این حرف‌ها را كسی بزند پدرش را درمی‌آوریم، زندان می‌اندازیم. بله، در مقابل شاه كسی می‌آید حرف بزند، در مقابل ناصرالدین شاه كسی جرأت دارد بیاید حرف بزند، می‌گیرند، زندان، اشكال ندارد، زندان بیانداز، مسأله‌ای نیست. مسأله‌ای نیست، موسی بن جعفر علیه‌السّلام در زندان بود. امام است، امام عالم وجود است، امام همه خلایق است، امام همه ملائكه است، امام همه عوالم‌است، ولی مصلحت خدا تعلّق گرفته زندان برود. خُب می‌گوید: می‌روم. هارون نمی‌تواند ببیند شخصی را در مقابل خودش، هارون نمی‌تواند كسی را در مقابل خودش ببیند. هر كسی باشد از بین می‌بریم، می‌زنیم، می‌كُشیم، زندان می‌اندازیم؛ باشد بیانداز، امام حسین چی فرمود؟ امام حسین فرمود غیر از یك جانی كه از تن من درمی‌آید تو بر چیز دیگر بر من احاطه داری، تسلّط داری؟ شما دین مرا می‌توانید بگیرید؟ دین من در اختیار شما نیست، شما معرفت مرا می‌توانید بگیرید؟! شما ارتباط مرا با خدا می‌توانید بگیرید؟! اگر او را می‌توانید بگیرید باید یك فكری بكنیم. شما كاری كه می‌توانید بكنید بین نفس من و بین بدنم فاصله بیاندازید. بفرما همین الآن بیانداز، بیا، بیائید یك مقدار آهن این مقدار كار را انجام می‌دهد. اگر توانستید تعلّق من را به خدا بگیرید، آن موقع من باید به فكر بیچارگی و بدبختی خودم باشم. اگر توانستید معرفت مرا بگیرید آن موقع من باید به فكر باشم. اگر توانستید آن حقائق، آن مسائل، آن نعمات، آن الطاف، آنچه را كه خدا قرار داده، اگر توانستید خدا را از من بگیرید، بفرمائید! والّا جان بستانید، تو نگیری یك میكروب می‌آید می‌گیرد، كاری نكردی، تو نگیری یك ویروس می‌آید می‌گیرد، كاری انجام ندادی، تو نگیری یك سلّول خاكی سرطانی می‌آید می‌گیرد، كاری نكردی! مسأله مهمّی انجام ندادی. ما این هستیم، ما آن هستیم، ما می‌گیریم، ما می‌بندیم، ما زور داریم، بسیار خُب، این كه هنر نیست. می‌گیرد موسی بن جعفر را می‌اندازد در زندان، بعد برای این كه بیاید اغفال كند، عجب آدم نادانی، آخر تو می‌خواهی موسی بن جعفر را اغفال كنی! تو می‌خواهی بیائی موسی بن جعفر را گول بزنی، تو می‌خواهی بیائی موسی بن جعفر را فریب بدهی، تو می‌خواهی به افراد دیگر بگویی این هم امام شیعیان مثل بقیه مردم است. این هم اهل دنیاست، این هم اهل ریاست است، این هم اهل مال پرستی و اهل زن‌پرستی و امثال ذلك است. می‌آید یك كنیزی از آن كنیزهای درجه یك كه در جمال و اینها نظیری ندارد، می‌آید این را می‌فرستد برای موسی بن جعفر در زندان، كه مثلًا حالا كم كم موسی بن جعفر حالا خب فعلًا چون كسی نیست و پیش او نیست و اینها و شروع می‌كند نماز خواندن و سجده و سجده‌های طولانی، صبح حضرت سجده می‌كرد ظهر سر از سجده برمی‌داشت. سجده‌های موسی بن جعفر این جوری بوده، خب حالا كسی تا حالا نبوده، غل و زنجیر و این حرف‌ها، حالا بَه عجب ای دل غافل، بَه چیزی را كه در خواب نمی‌دیدیم در بیداری، خُب بالاخره كم كم سلام علیكم، حال شما چطور است، خُب خیلی خوش آمدید، مقدمتان انشاء الله میمون و مبارك بادا، قضیه بالاخره روز اول نمازی، روز دوم كم كم، كم كم، تمایل پیدا می‌شود و بعد این نماز و اینها می‌رود كنار و او هم چند نفر جاسوسی را می‌آورد، نگاه می‌كند، بیائید نگاه كنید ببینید این امام شیعیان، این امام رافضه كه به او افتخار می‌كردند و به او فخر می‌فروختند، آن هم مثل بقیه است، آب گیرش نیامده والّا خُب نه، خیلی بیچارگی می‌خواهد، خیلی واقعاً نفهمی می‌خواهد انسان فكر كند كه این آقا و ببیند كه در چه حال و هوایی است، بیاید این طور؛ همین كار را مأمون برای امام رضا هم كرد، همین كار را، یكی از آن آن چنانی‌ها فرستاد. حضرت یك جواب دادند كه دیگر ریش‌های ما سفید شده، از ما گذشته، مال مبارك خودت باشد، نامه داد حضرت برای او كه ریش ما سفید شده، گذشته دیگر از ما، برو مبارك خودت باشد، اهل دنیا، كارهایی است كه انجام می‌شود دیگر، الآن در دنیا این كارها مرسوم است. بله انجام می‌شود،