در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى

14237
عنوان بصری
نسخه عربی

مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى

5
  • همین مرحوم آخوند ملامحمد كاظم خراسانی وقتی متوجّه شد عجب، كار این مملكت این همه نداهای مشروطیت، این همه تبلیغات، وا اسلاما، وا پیغمبرا، وا محمّدا، كه آن موقع سر می‌دادند آقا با همین شعارها می‌آمدند تو شهرها دیگر با همین شعارها می‌آمدند و مردم را می‌كشتند. این ستارخان‌ها و باقرخان‌ها و اینها كه می‌آمدند با این چیزها؛ یكدفعه آخوند ملا محمّدكاظم متوجّه شد مسأله سر از انگلیس درآورده و تمام این نقشه‌ها همه در آن جا طرح شده و برای به دست گرفتن اوضاع و از بین بردن دین و كیان اعتقادات مردم این مسأله به وجود آمده. از زمانی كه متوجّه شد استعمار كه نفوذ كلمه مرجعیت شیعه همچون مرحوم حاج میرزا حسن شیرازی اعلی الله مقامه كه مردی بود كه ما دیگر مگر به خواب ببینیم مانند ایشان را، و به خواب هم نمی‌بینیم، ما كه به خواب ندیدیم مانند یك همچنین شخصی را و حالات ایشان را. و میزان معرفت ایشان را، و میزان بصیرت ایشان را، و میزان بینایی دل ایشان را، بعد از ایشان در مرجعیت شیعه كسی نیامد، بعد از این كه متوجّه شد استعمار كه یك همچنین نفوذ كلمه‌ای وجود دارد كه با یك فتوا و یك حكم، حتّی زن ناصرالدین شاه قلیان را جلوی ناصرالدین شاه می‌شكند، زن ناصرالدین شاه به جای خودش محفوظ، همان خدمه‌ای كه در آن جا بودند، همان خدمه، حالا خُب زن یك شخص، ارتباطش و كیفیت تعلّقش خُب با شوهر مشخّص است. خدمه، نوكر، كلفت، كلفت ناصرالدین شاه می‌آید و جلو ناصرالدین شاه می‌آید قلیان را می‌شكند. خیلی عجیب است! آن جا استعمار فهمید باید چاره‌ای بیاندیشد. و وقتی این خبر را به گوش میرزای شیرازی رساندند ایشان گریه كرد، گفتند: آقا گریه شما گریه شوق است؟ كه كلفت ناصرالدین شاه فرض كنید كه می‌آید و وقتی كه ناصرالدین شاه می‌خواهد برخلاف نظر شما بگوید كه آن مرجع حكم به تحریم تنباكو داد، من شاه هستم و حكم به خلافش را می‌دهم، كلفت ناصرالدین شاه می‌آید در مقابل شاه مملكت می‌ایستد و می‌گوید: شما شاه مملكت هستید، میرزا نایب امام زمان ماست، و ما حرف امام زمان را زیر پا نمی‌گذاریم و حرف شاه را التفات كردید، احسنت، بارك الله، اگر همیشه ما این كار را بكنیم خیلی كارمان درست می‌شود.