مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى
3یكی از مسائل مهم در كیفیت اجتماع و تدبیر اجتماع عبارتست از اصل مهم مشورت، این اصل مهمّ مشورت درحكومت اسلامی میتوان گفت زیر بنای بقاء جامعه را تشكیل میدهد به نحوی كه اگر این اصل مهم مورد توجه كافی قرار نگیرد، روال استمرار حكومت بر اساس عقل و بر اساس منطق ممكن است دستخوش تقید و تبدّل قرار بگیرد. آیه شریفه نسبت به این معنا هم دلالت دارد. در آیه شریفه دارد (وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ)1 مسلمین امورشان بر اساس مشورت است، بر اساس نظرخواهی است، بر اساس اقتراح و پیشنهاد است، بر اساس تبادل افكار و انظار و آراء است. آیه از آیات مسلّم و غیر قابل توجیه و به عنوان یك اصل از اصول مسلمه اعتقادی ماست. صرف نظر از اصل مهمّ اجتماعی به عنوان یك اصل اعتقادی مطرح است. حالا دلیل بر این مسأله چیست؟ چرا در اجتماع مسلمین باید مشورت باشد و چرا باید از انظار افراد مختلف در هر صنف برای پیشبرد امر باید استفاده بشود؟ و اگر نشود چه مسائلی به وجود میآید؟ و چه لطماتی ممكن است بر اجتماع وارد بشود؟
این مسأله تا چندی قبل یعنی قبل از قضیه انقلاب اسلامی ایران خیلی مورد توجّه نبود، زیرا زمینه برای وارد شدن در این مسائل و بحث در این مسائل وجود نداشت. حكومت، حكومت طاغوت، حكومت ظلم و حكومت كفر بود، حكومتی كه بر اساس اعتقاد به خلاف مبانی اسلام بر این جامعه حكم میراند و با توسّل به زور و ظلم خفقانی را نسبت به جامعه به خصوص جامعه مسلمین به وجود آورده بود. خُب دیگر مطرح كردن این مسائل در یك همچنین موقعیتی دیگر جایی ندارد. امر، امر شخص واحد، و مطاع و خلاصه كارها به دست افراد معدود و كنار گذاشتن افراد عاقل و پخته نسبت به مسائل مهم مملكتی اینها از چیزهایی بود كه ما در زمان سابق مشاهده میكردیم. گرچه در تاریخ مشروطه نسبت به این قضیه صحبت شد و افرادی در این زمینه مطالبی نوشتند و مسائلی را به مردم ارائه دادند، ولی از آنجائی كه نسبت به این قضیه آن طوری كه باید و شاید مطالعه نشده بود و با یك عجله و دست پاچگی این مسأله مطرح شد، آن طور كه باید و شاید از همه افراد برای رسیدن به نتیجه استفاده نشد و عدّه خاصی از علماء نسبت به این مطلب اظهار نظر كردند و بسیاری از بزرگان از این قضیه كنار گذاشته شدند. در نتیجه مسئله به این مهمّی كه موت و حیات یك اجتماع به آن بستگی دارد، در اختیار طیف خاصّی از اندیشمندان و علماء و صاحب نظران قرار گرفت و سایر بزرگان و علماء ازمحدوده اظهار نظر و چه بسا اعمال رویه و اقدام كنار گذاشته شدند. لذا آمد بر سر ما آن چه را كه آمد. و بعد مشخص شد كه همه این مسائل، اینها، خلاصه دستی به خارج دارد و راهی به برون از حدود و ثغور مرزهای آن ملّت بیچارهای كه از همه جا بیخبر و فقط به دنبال تغییر و تحوّل است داشته.
- ١- سوره شورى (٤٢) ذيل آيه ٣٨

