مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى
2أعوذُ باللَه منَ الشَّيطان الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمنِ الرَّحيم
الحَمدُ لِلَّه رَبِّ العالَمين
وَالصَّلوة والسَّلام عَلى سَيِّد المُرسَلين و أشرَف النَّبيّين
مُحمَّدٍ وَ آل ه الطَّيّبي ن الطّاه رين
وَاللَعنةُ عَلى أعدائهِم أجمِعين
إلى يومِ الدّين
قالَ امامنا الصّادق عليهالسّلام لعنوان البصرى: انْ لايَرَى الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِيمَا خَوَّلَهُ الله مِلْكاً لأنَّ الْعَبيدَ لايَكُونُ لَهُم مِلكٌ يرَوْنَ الْمالَ مَالَ الله يضَعُونَهُ حَيْثُ امَرَهُمُ اللَه به، ولا يدَّبِّرُ العبدُ لِنَفسِهِ تَدبيراً.
بنده نباید برای خودش تدبیری بیندیشد و به دنبال تنظیم امور بر اساس كیفیت افكارش و رسیدن به نیاتش و وصول به آمال و آرزوها نباید داشته باشد.
راجع به این فقره مطالبی خدمت رفقا عرض شد و صحبت در اینجاست كه دستور اسلام و شرع در تطبیق و تدبیر دقیق جمیع امور شخصی و امور اجتماعی و حركتهای فردی و حركتهای اجتماعی برای رسیدن به نقطه كمال شخصی و كمال اجتماعی است، و تطبیق بین این فقره شریفه با آن چه را كه ما از نقطه نظر عقلی و عرفی و شرعی درباره تدبیر داریم چیست، مطالبی به عرض رسید.
فعلًا راجع به كیفیت تدبیر امور اجتماعی در حكومت اسلامی صحبت داریم كه امیدواریم انشاء الله در عرض سه چهار تا جلسه آینده دیگر این بحث را تمام كنیم، چون دیگر خیلی دارد به تطویل و به درازا مسأله كشیده میشود. به نحو فهرست وار و اجمال مطالب خدمت رفقا و دوستان عرض میشود تا انشاء الله بعد اگر خدا توفیق داد یك قدری راجع به این مبسوطاً به تحریر آید. آن دیگر انشاء الله وعده باشد هر وقت كه خدا توفیق داد. دوستان میگویند تو فقط وعده میدهی، ولی حافظ هم میفرماید: هزار وعده خوبان یكی وفا نكند. ما كه از آنها نیستیم، پس بنابراین جای اعتراض باقی است. خوبان وعده میدهند ولی خُب مقتضای كرامت و مقتضای علو شأن و جلالت آنها اینست كه حالا خُب یك قدری قضیه را این طرف و آن طرف، ولی خُب این مسأله به ما نیامده است و ما به قصور و به تقصیر خودمان اعتراف داریم.

