نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
4آیا ما اختیاری نسبت به امراضی كه ما را احاطه كرده داریم؟ آیا اختیار نسبت به حوادثی كه دارد برای ما پیش میآید، در دور و بر ماست داریم؟ آیا ما اختیار نسبت به جریاناتی كه ممكن است برای ما اتّفاق بیفتد داریم؟ هیچ كدام اینها در اختیار ما نیست مگر بسیار كم. حالا ما با توجّه به این مسأله پا به عرصه وجود گذاشتیم، با توجّه به این نكته ما در این دنیا آمدیم، با توجّه به این نكته آیا ما میتوانیم به مطلوب برسیم یا نمیتوانیم؟ خوب قطعاً میتوانیم. چون غرض از خلقت ناتمام میماند، هدف از خلقت ابتر و ناقص میماند، و به قول خواجه شیراز كه میفرماید:
بریز باده كه قسّام صنع قسمت كرد *** در آفرینش از انواع نوش دارو نیش مقصود از بریز باده یا بنوش باده این است كه اگر خداوند به تو توفیق داد و تو را متوجّه این مطالب كرد، تا متوجّه نشده بودی حُكمت فرق میكرد. ولی وقتی خداوند توفیق داد و تو را متوجّه این مطالب و مسائل كرد، حالا دیگر برو دنبال باده نوشی و به دنبال به دست آوردن كمالات و به دنبال جذب جذبات و به دنبال جلب افاضاتی كه از ناحیه پروردگار میآید و این افاضات و این جذبات حكم بادهای را دارد كه وقتی یك شخص این باده را مینوشد از تعلّق به دنیا و به كثرات تا حدودی كنده میشود. و دور میشود. این جذبات میآید، این افاضات میآید و انسان را از تعلّق به دنیا میكند، از تعلّق به دنیا بیرون میآورد، و فقط یك هدف برای او باقی میگذارد و از توجّه به كثرات، چرا من این نشدم؟ فلان آنطور شد؟ چرا من به این مسأله نرسیدم، فلانی رسید؟ چرا الآن دور و بر من خلوت است؟ فرض كنید كه دور و بر فلانی شلوغ است، چرا افراد به او مراجعه میكنند به من نمیكنند؟ چرا مردم مرا نمیخواهند و دیگری را میخواهند؟ تمام این كثرات دامهایی است و سدهایی است كه انسان را از توجّه به او باز میدارد.

