نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
3جوابش این است كه نظام عالم دست بنده وسركار نیست. «لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ» از آنچه كه خداوند انجام میدهد كسی نمیتواند بازپرسی كند. امّا ما مورد بازخواست و مورد سؤال و جواب قرار داریم. در این كه چرا نظام تربیتی باید در آن مرض باشد، باید در آن صحّت باشد، در آن ضیق باشد، در آن گشایش باشد، در آن شكست باشد، و در آن فتح و ظفر باشد، ما نمیدانیم، مقصود از نمیدانیم نه منظور این است كه رفع مسئولیت از پاسخگویی داشته باشیم. ما به آنچه كه مدّ نظر پروردگار است و مشیت او بر آن اساس تعلّق گرفته، ما احاطه نداریم. و هر كس هم بگوید احاطه داریم اشتباه كرده نه، احاطه نداریم؛ ولی صحبت در این است كه آنچه كه هست همین است. خوب حالا كه همین است آیا ما باید در قبال این مشیت و در قبال این نحوه تربیت و تقدیر مقابله كنیم؟ نتیجه مقابله چیست؟ به یك كناری انداخته میشویم، عمرمان ضایع میشود و نه تنها در این دنیا خائب و خاسر بلكه در آندنیا هم تازه، باید بیاییم جواب بدهیم و میدانیم در آن دنیا زور ما به كسی نمیرسد با توجّه به این قضیه.
پس بنابراین بهتر این است كه ما بیاییم خودمان را با این نظام تطبیق بدهیم. سرآشتی برداریم با جریان مشیت الهی، و تقدیر این مشیت را ما مورد عمل قرار بدهیم. حالا البتّه این كه خدمتتون دارم عرض میكنم پلّه اوّل قضیه است، حالا به پلّههای بعد كم كم میرسیم.
ما در این دنیا به اختیار خود نیامدیم، این را كه همه تك تك ما میدانیم، اختیار آمدن در این دنیا دست ما نبوده؛ همین كه پا به عرصه وجود گذاشتیم این مسأله منكشف میشود كه خداوند متعال یك پروندهای را برای خصوص این موجود در این دنیا باز كرده. این مسأله دیگر محرز است. یعنی همین كه یك انسان در این دنیا به دنیا آمد، مشخّص میشود كه خداوند نسبت به این فرد یك عنایت خاصّی دارد، یك لطف خاصّی دارد، والّا به وجود نمیآمد، دنیا نمیآمد. وقتی كه در این دنیا قرار گرفتیم، ما یك فرد هستیم از سایر افرادی كه در اینجا هستند بیخود بلند پروازی نكنیم، بیخود چون و چرا نكنیم، بیخود منم منم نكنیم، بیخود من كیم من آنم كه رستم بود پهلوان، از این حرفها در نیاوریم. ما یك فرد هستیم در این دنیا، هیچ گونه اختیاری نسبت به جریانی كه دور ما را احاطه كرده است نداریم، الّا به مقدار قلیل، بسیار قلیل.

