نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
2أعوذُ باللَه منَ الشَّيطان الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمنِ الرَّحيم
الحَمدُ لِلَّه رَبِّ العالَمين
وَالصَّلوة والسَّلام عَلى سَيِّد المُرسَلين و أشرَف النَّبيّين
مُحمَّدٍ وَ آل ه الطَّيّبي ن الطّاه رين
وَاللَعنةُ عَلى أعدائهِم أجمِعين
إلى يومِ الدّين
قال الامام الصادق عليهالسّلام: ولا يدبّر العبد لنفسه تدبيراً. بنده در كار خودش تدبیر نباید بكند.
در جلسات گذشته عرض شد كه تدبیر در امور یكی از مسائل مهم و شاید بگوییم اصلیترین مسأله در زندگی انسان بخصوص زندگی یك سالك كه مقصد او و غایت از مسیر او رسیدن به فعلیات و تحوّل استعدادات به مراتب
فعلیه كمالی است. آن گاه چطور امام صادق علیهالسّلام در این عبارت عدم تدبیر را برای «عنوان» به عنوان یكی از خصوصیات عبودیت ذكر میكند.
بحث راجع به مبانی اسلام در حكومت و در اجتماع اسلامی بود. و عرض شد كه اسلام برای اداره اجتماع یك مبانی را در نظر گرفته كه با رعایت آن مبانی اهداف و غایات تشكیل حكومت اسلامی محقّق میشود و بدون آن حكومت دیگر حكومت اسلامی نخواهد بود، بلكه حكومتی است طبق خواست و آراء افرادی یا افراد خاصّی، و آنچه را كه مدّ نظر اولیاء و بزرگان است طبعاً تحقّق پیدا نخواهد كرد، گرچه به اسم اسلامی باشد.
عالم تقدیر و عالم مشیت و نظام خلقت بر اساس تدبیر و اداره و نظم مخصوصی است كه همه خصوصیات كمالیه مترتّبه بر این تدبیر در كیفیت این نظام لحاظ شده. شكّی نیست كه مقصود و منظور از خلقت انسان به دست آوردن فعلیات و رسیدن به آن غایات است و آن هدفهای كمالی و فعلیت هایی كه مترتّب بر خلقت حیات بشر است. بنابراین تمام آن چه كه در طول زندگی یك انسان اتّفاق میافتد چنانچه در راستای تقدیر و مشیت الهی باشد، تمام اینها برای رسیدن به آن هدف و رسیدن به آن كمال الزامی است.
مقصودم از تمام حوادث و پدیدههایی كه در طول زندگی انسان تحقّق پیدا میكند عبارت است از فراز و نشیبهایی كه در زندگی اتّفاق میافتد، سختیها و گشایشهایی كه در زندگی انسان تحقّق پیدا میكند، گرفتاریها و رفع گرفتاریهایی كه برای انسان در طول زندگی دست میدهد. خوشیها و تألّمات و ناراحتیهایی كه برای انسان دست میدهد. صحّتها و مرضهایی كه برای انسان حاصل میشود؛ تمام اینها در راستای تحقّق آن اهداف، خداوند برای انسان پیش میآورد. نظام عالم بر این اساس قرار داده شده. حال آیا این نظام صحیح است یا صحیح نیست و چرا خداوند این طور كرده و جور دیگر نكرده؟ چون بعضیها میگویند چه اشكال دارد كه خداوند بیاید یك نفر را در طول زندگی؛ در تمام مدّت، با صحّت و سلامت و گشایش و راحتی و عیش و نوش و اینها همه را به این كیفیت بیاورد و به مقصد برساند. چرا آمده در طول زندگی مرض قرار داده، سختی قرار داده، موت قرار داده، گرفتاری قرار داده، مضیقههایی قرار داده، مضیقههای اقتصادی، مضیقههای روحی قرار داده، خوب به نحو دیگر چرا نكرده؟

