محوریت شعار در اسلام بر اساس توحید و شعائر الهى
8ما با توجّه به این مطالبی كه در اسلام داریم، به این روایاتی كه در اسلام داریم، اهمیت این شعاری كه در اسلام الآن مطرح است: بهترین چیز نماز است، شما چه درد جامعه را میخواهید مطرح كنید؟! تو در وجود خودت پر از درد است، برو به درد خودت برس. درد بیدردی، درد جهالت و غرور، درد نادانی كه سخنرانی را بر نماز و ارتباط با خدا ترجیح میدهی؟ این یك شخص، امّا امیرالمؤمنین علیهالسّلام حاكم ممالك اسلامی است. وقتی كه نماینده خود را مالكاشتر ...،
من گاهی اوقات فكر میكنم، میگویم: واقعاّ امیرالمؤمنین علیهالسّلام كه بود؟ و نمایندههایش چه كسانی بودند؟ یك نماینده داشت به نام محمد بن ابیبكركه به او محمد بن علی میگفتند. یك نماینده داشت به نام مالك اشتر، یك نماینده داشت به نام عثمان بن حنیف، اینها نمایندههای امیرالمؤمنین بودند دیگر، بله خوب بالأخره گاهی آرزو میكنیم ای كاش از این نمایندهها، میگویند: آرزو بر جوانان هم كه عیب نیست، آرزو بر نوجوانان، به اصطلاح عیب نیست.
در نامهای كه به مالك اشتر میدهد، برای او كارهای حكومتی را وقتی كه تنظیم میكند این كار را بكن، این كار را بكن، با مردم این كار را بكن، در را همیشه به روی مردم باز نگه دار، مبادا بین خودت و بین مردم حاجب قرار بدهی كه یك شخص ناتوان نتواند دستش به تو برسد، اینها را همه را امیرالمؤمنین گفته است! بروید در نهج البلاغه ببینید، از خودم نمیگویم، بعد در ضمن این مطالب امیرالمؤمنین میفرماید: اینها مسائل مربوط به تو و مردم است، اما مسأله خود و خدایت را فراموش نكن. واجعل لنفسك افضل الاوقات بهترین وقت را در بیست و چهار ساعت كه وقت فراغت تو است، وقتی كه گرسنه نیستی، وقتی كه مردم فرض كنید كه هجوم نمیآورند، وقتی كه فرض بكنید كه گرفتاری نداری، میدانی در آن وقت آرامش داری، آن وقتت را برای ارتباط خودت با خدا قرار بده. چرا امیرالمؤمنین این را میفرماید، نمیفرماید: برو نماز بخوان، نه نماز هم جزوش است، ولی چرا این را میفرماید؟ امیرالمؤمنین با این عبارت دارد هدف و غایت از این حكومت را برای ما بیان میكند، غایت و هدف این حكومت رسیدن به خدا است. خدا كجای این قضیه است. حكومتی كه در آن تعلّق و ربط با خدا نباشد آن حكومت، حكومت الهی نیست. باید از آنجا گرفت و بعد آن افاضات را در روز پخش كرد. باید اوّل از آنجا گرفت و بعد آثار وجودیش را برای مردم بیان كرد، توزیع كرد و گسترش داد. آن مسأله اصلی مانده است. ما تمام همّ و غمّ خود را بر كثرات و بر این مسائل جدای از او قرار میدهیم؟ این چیست، این خلاف است.

