در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی

14391
عنوان بصری
نسخه عربی

توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی

4
  • و همین طور در همه موارد ما این مسأله را می‌بینیم. در كیفیت صدور تكنیك به كشورها، تكنولوژی به كشورها، در كیفیت جذب افراد، در كیفیت صدور افراد، در تمام معاملات محوریت براساس منفعت شخصی دُور می‌زند كه الآن این به عنوان یك اصل پذیرفته شده در همه دنیا تلقّی می‌شود. می‌گویند: مسأله تساوی و رعایت حقوق طرفین، یعنی نه شما به ما ظلم كنید نه ما به شما ظلم می‌كنیم. این یك اصل پذیرفته شده است. اگر یكی از آن دو طرف یك كمی اهمال بكند خوب انسان می‌بیند كه چه كلاهی بر سرش می‌رود.

  • امّا در حكومت الهی و حكومت انبیاء این مسأله به چشم نمی‌خورد. در حكومت اولیاء الهی مسأله به روح و جان و نفس افراد برمی‌گردد. در حكومت الهی مرز وجود ندارد. همه افراد مؤمن به پروردگار در هر نقطه كه می‌خواهند باشند آنها جزء قلمرو اسلام و حكومت الهی هستند. و بیگانه آن كسی است كه با مرام و مكتب ایمان به پروردگار تعارض داشته باشد ولو در همان مملكت اسلامی باشد. روی این جهت اگر یك نفر مسلمان دریكی از نقاط دنیا باشد بالنّسبه به ملل مسلمان ما و مملكت مسلمان ما جزو افراد شهر نشین و داخل در آن تمدّن محسوب می‌شود. ببینید چگونه اسلام مرز را برمی‌دارد و از ظاهر عبور می‌كند و مرز را مرز باطن قرار می‌دهد، مرز عقیده قرار می‌دهد، این حدود و این ثغور دیگر از میان برداشته می‌شود.

  • هر یك از افراد مؤمن و مسلمان وقتی كه می‌خواهد به مملكت اسلام بیاید احتیاج به روادید نباید داشته باشد، چون می‌خواهد داخل مملكت خودش بشود، این مرز برای افراد خارج از عقیده است، برای افرادی كه ایمان به پروردگار ندارند. لذا مرحوم آقا می‌فرمودند: خارجی و داخلی دو اصطلاح غیرصحیحی است كه در میان ما رایج است. به نسبت به كشورهایی كه در خارج از مرز كشور قرار دارند اطلاق خارجی می‌شود، امّا افراد غیر مؤمنی كه در داخل در این مرز قرار دارند و فقط وجود فیزیكی آنها تماسّ با مسائل كشوری دارد، این جزو افراد داخلی و شهرنشین و جزو آن مملكت به حساب می‌آیند؛ این صحیح نیست.