ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی
3من یادم است یك وقت رهبر فقید انقلاب مرحوم آیت اللَه خمینی رضوان اللَه علیه ایشان یك مطلبی را فرمودند و بسیار مطلب خوبی هم بود. ایشان فرموده بودند كه: اگر شخصی از مسئولین و افراد لابد همه هم شنیدند دیگر، یك مسأله باصطلاح خصوصی هم نبوده اگر شخصی از افراد احساس كند كه در منصبی هست و در صدارتی قرار دارد، مسئولیتی دارد و شخصی بهتر از او میتواند متصدّی بشود ایشان فرموده بودند كه شرعاً این شخص باید كنار برود و آن فرد دیگر را جایگزین كند و این مطلب مطلب صحیحی است، مطلب خوبی است.
در یكی از شهرستانها من صحبت میكردم تقریباً شاید یكی دو سال از این فرمایش ایشان گذشته بود. من آنجا به افراد گفتم، گفتم: این حرف را همه ما شنیدیم دیگر؟ همه گفتند: بله شنیدیم. گفتم: من حالا از شما سؤال میكنم؛ چند نفر را شما سراغ دارید كه به حرف ایشان عمل كردند تا به حال؟ یك نفر را نشان بدهید كه ایشان آمده گفته: من در این پُست و منصبی كه هستم از من لایقتری هم وجود دارد. یعنی میتوانیم بگوئیم هر شخصی در هر موقعیتی كه هست واقعاً در این ایران شصت میلیونی خودش را بالاتر میداند. این كه امكان ندارد، این كه نمیشود این طور. پس بنابراین باید یك قدری بیشتر تأمّل كنیم.
علی كلّ حال، مسأله در حكومت اسلامی بر اساس محوریت توحید است. یعنی شخص در این حكومت مطرح نیست، به خلاف سایر موارد و سایر اماكن و سایر مواقف مختلفه كه محوریت بر اساس خودیت و منافع خود است از جنبههای مختلف، و وقتی كه در این قانون و در این مكتب خودیت مطرح باشد طبعاً تقدًم و تصادم در اینجا مطرح میشود. افراد میگویند: به چه دلیل شما باشید و ما نباشیم؟ آن هم میگوید: به چه دلیلی شما باشید و ما نباشیم؟ در این جا تصادم پیش میآید، همه میریزند به جان هم. لذا شما در سایر موارد، در سایر جاها مشاهده میكنید در انتخابات كه میشود همه میافتند به جان هم؛ این میگوید: من باشم تو نباش، او میگوید: تو نباش و من باشم. چرا؟ چون مسأله بر اساس مصلحت نیست، بر اساس خودیت است، بر اساس من بودن است. التفات كردید؟؛ این حكومتها نمیتواند حكومت مصلحتی و منطقی و عقلانی و بر اساس مصالح جامعه باشد، این حكومتها بر اساس مصالح فردی است.

