در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی

14424
عنوان بصری
نسخه عربی

ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی

2
  •  

  •  

  • اعوذ باللَه من الشّيطان الرّجيم‌

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحيم‌

  • وصلّى اللَه على سيّدنا و نبّينا ابى‌القاسم محمّد

  • وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين المَعصومين المُكرّمين‌

  • لاسيّما بقيةاللَه فى الأرَضين روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء

  • واللعنة على اعدائهم اجمعين إلى يوم الدين‌

  •  

  • قلتُ: يا أباعبداللَه! ما حَقيقةُ العُبوديَّة؟ قال: ثَلاثةُ أشياءَ؛ أنْ لا يرَى العَبدُ لِنَفسِه فيما خَوَّلَهُ اللَه مِلكًا، لأنَّ العَبيدَ لا يكونُ لَهم مِلكٌ، يرونَ المالَ مالَ اللَه يضَعونَه حيثُ أمَرَهُم اللَه بِه، و لا يدَبِّرُ العبدُ لنفسهِ تَدبيرًا.

  • امام صادق علیه‌السّلام به عنوان بصری می‌فرمایند: حقیقت عبودیت در این سه مطلب خلاصه می‌شود؛ یكی اینكه بندگان برای خود احساس ملكیت و تملكّی نكنند. چون بنده هیچ تملكّی در وجود خودش نمی‌بیند و هر چه دارد او را ملك مولا می‌داند، مردم هم باید به همین گونه باشند. و دوّم اینست كه تدبیری برای خود نیاندیشند، چون بندگان تدبیر برای خود نمی‌كنند. تدبیر عبد تدبیر مولاست. به هر نحوه و به هر قسم كه بخواهد، بنده را به همان نحو و به همان قسم راهنمایی می‌كند و او از خود اختیارِ ابراز وجود و ابراز اراده‌ای جز اراده مولا ندارد و مسأله سوّم اینست كه جمله اشتغالش به آن چه باشد كه خداوند امر می‌كند و نهی می‌كند.

  • بحث در جلسات گذشته راجع به كیفیت حركت انسان در جامعه و نحوه تطبیق افراد با موازین دینی در حكومت اسلامی بود. مسائلی به عرض رفقا و دوستان رسید تا اینكه صحبت به اینجا منتقل شد كه مبنای شرع و مبنای دین در حكومت اسلامی بر مبنا و محوریت توحید است. یعنی برخلاف سایر حكومتها در دنیا كه محوریت بر اساس شخص و منافع شخصی می‌گردد و این مسأله كاملًا مشهود است در بین حكومتهایی كه ما مشاهده می‌كنیم و جنبه تحزّب نه به معنای‌صحیح آن كه عبارت است از اداره و مدیریت كه راجع به این قضیه ان‌شاءاللَه در یك جلسه‌ای باید مسائلی را به عرض برسانم و كیفیت نظرات مرحوم والد رضوان اللَه علیه در اداره جامعه اسلامی در چهارچوب تشكیل حزب اسلامی در یك جلسه‌ای مفصّل باید در آن جا عرض بشود. نه، به معنای گروه‌گرایی و حزب‌گرایی و زد و بند سیاسی كه الآن در بین حكومتها در دنیا به این كیفیت مطرح است. احزابی كه در دنیا تشكیل می‌شود هیچ كدام از این احزاب دلشان به خاطر جامعه نسوخته و برای سعادت و رفاه جامعه این كار را نمی‌كنند. اگر این كار را می‌كنند بنابراین باید چنانچه تشخیص مصلحت اهمّ می‌دهند كنار برود. ولی می‌بینیم نخیر، خیلی سفت و محكم منصب و صدارت را می‌چسبند و تا پای جان و هر چه كه تصوّر می‌رود هم جلو می‌روند. این معلوم می‌شود مسأله این طور نیست.