محوریت توحید در مكاتب الهى و مقایسه آن با مکاتب دیگر
2اعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم
بسمِ الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله ربّ العالَمين
والصّلوة و السّلام على سيّدنا و نَبيّنا و حَبيب قُلوبنا و طَبيب نُفوسنا
ابىالقاسم محمّد و على آلبيته الطّيّبين الطّاهرين
واللَعنة على أعدائهم اجمعين
امام صادق عليهالسّلام راجع به حقيقت عبوديّت به عنوان بصرى سه چيز را متذكّر مىشوند؛ أنْ لا یرَى العَبدُ لِنَفسِه فیما خَوَّلَهُ الله مِلکا. «اينكه عبد پيش خود در آنچه كه خداوند به او تفويض كرده احساس تملّك نكند.» لأنَّ العَبیدَ لا یکونُلَهم مِلک «چون بندگان تملكّى را پيش خود احساس نمىكنند» یرونَ المالَ مالَ الله یضَعُونَه حیثُ أمَرَهُم الله به «مال را مال خدا مىدانند و در هر جايى كه خدا امر فرموده است آن مال را در آن مورد تصرّف مىكنند و به كار مىگيرند» ولا یدَبِّرُ العبدُ لنفسهِ تَدبیرًا. دوّم اينكه: بنده تدبيرى را براى خود نبايد بيانديشد، حساب و كتابى را نبايد براى خود داشته باشد.
راجع به اين فقره در جلسات گذشته مطالبى عرض شد و صحبت در اين مطلب بود كه چطور مىشود با اينكه تمام نظام عالم بر اساس تدبير و بر اساس نظم و دقت است و اين نظم و تدبير هم از آثار و تبعات نزول اسماء كليّه و صفات كليّه الهى است به نحوى كه اگر يك مقدار از اين كيفيّت نزولْ تغيير پيدا كند در كلّ عالم هستى خلل و فساد راه پيدا مىكند و خود خداوند متعال هم در قرآن نسبت به اين مسأله متذّكر مىشود. مىفرمايد: (لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً) راجع به قرآن اين مسأله است. راجع به خلقت سماوات و ارض هم آيه نظير اين هست كه اگر اين كتاب، كتاب مبين، از غير از جانب پروردگار بود خيلى در اين مسأله اختلاف مشاهده مىشد. و اين مسأله كاملًا قابل رؤيت و مشهود است كه هر شخصى به هر اندازه تسلّط و احاطه داشته باشد در مبانى، ما مىبينيم درمواضع مختلف دچار اشتباهى مىشود. فرض كنيد كه در اول كتاب يك مبنايى را ثابت مىكند بعد در وسط كتاب مطلبى را مطرح مىكند كه با آن مبنايى كه ثابت كرده است منافات دارد. افراد مىآيند قانونى را تصويب مىكنند در مجلس، من باب مثال بعد متوجه اشتباه مىشوند، بعد درصدد رفع اشتباه برمىآيند. اين يك مسأله طبيعى است. اما قانون پروردگار و نظام تكوينى و تشريعى پروردگار هيچكدام اينها قابل خدشه و خطا نيست و مضمون كلام رسول خدا كه مىفرمايد: حلال محمّد حلال الى یوم القیامه همين است. بر خلاف آنچه كه در بعضى از موارد مطرح است كه دين و شريعت عبارت است از يك سلسله احكامى كه همراه و همگام با زمان و مكان موقعيت اصلى خودش را باز مىيابد و با زمان و مكان تغيير چهره مىدهد و در هر شرايطى خود را با آن شرايط همگون و همرنگ مىكند. نخير، اينطور نيست. شريعت و دين بر اساس كيفيّت پىريزى خلقت و فطرت انسان بنا شده است و آن خلقت و فطرت انسان لايتغيّر است، گرچه شرايط و مقارنات اطراف انسان در هر زمانى ممكن است تفاوت داشته باشد. انسانِ شش هزار سال پيش همان فطرتى را دارد كه ما داريم و همان تمنيّاتى را دارد كه ما داريم؛ اگر فعلًا ما بيشتر نداشته باشيم به اندازه همانها داريم. مىگويند اين شرايط و اين مسائل در زمان صدر اسلام بوده، اين احكام مربوط به آن زمان است، الآن عوض شده است، افكار عوض شده است، شرايط تغيير پيدا كرده، ديگر نمىشود با آنچه كه در آن زمان تبيين و تصويب شده است الآن هم با همان مسائل با مردم برخورد بشود.

