نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم
7محوریت در مكتب الهی محوریت میشود توحید. بنشین در منزلت یا علی میفرستد سراغت: جناب آقای طلحه! شما بفرمائید بروید در آن جا فرض بكنید كه استاندار كذا بشوید، حاكم كذا بشوید. مگر مالك اشتر را نفرستاد؟ مگر محمّد بن ابیبكر را نفرستاد؟ مگر غیث بن سعد بن عباده برای حكومت مصر نفرستاد؟ فرستاد. حتّی آن افرادی را كه مصلحت بود، نیاز بود. كدام یك از اینها آمدن گفتند یا علی ما را در اینجا نصب كن؟ ما را در آنجا نصب كن؟ نصب كردی، كردی، نكردی، نكردی. مسأله، مسأله خیلی مهم است. انشااللَه حالا هِی دقیق میشویم، هِی ظریف میشویم، هِی نسبت به مسائل جلو میآئیم تا ببینیم نه آقا جان! قضیه هم به این آسانی نیست كه ما تصوّر میكنیم. شیر نر میخواهد این مسأله و مَرد كُهن. شما مسأله نفس را شوخی گرفتید؟ مسأله اهواء را شوخی گرفتید؟ من پائین بنشینم یك حالی دارم، بیایم بالای منبر بنشینم حالم عوض میشود. شوخی گرفتید؟ مگر به همین راحتی است؟ همینطوری: بله آقا! ما كه از نفس گذشتیم، ما كه برای خدا و ما كه برای تكلیف شرعی و احساس وظیفه و احساس مسئولیت؟ اینطور كه نمیشود. هم خودت هم مردم، همه میفهمند. آن وقت میگویی: چرا كسی گوش نمیدهد؟ چرا كسی به حرف ما گوش نمیدهد؟ این كه نمیشود. محوریت چی؟ باید محوریت توحید باشد.
در مكتب مادّیین، مسأله بر محرومیت ارزشهای مادّی تعلق گرفته است. مادّیین چه میگویند؟ حتّی اگر جهاد كنند، حتّی اگر جنگ كنند، حتّی اگر خودشان را فدا كنند، بر چه اساسی است؟ براساس بقاء و استمرار شخصیت مادّی است. آن وِیتكُنگ میآید در مقابل سفارت آمریكا، در ویتنام بنزین میریزد روی خود و خودش را آتش میزند به عنوان مخالفت با سیاست آمریكا در آنجا ولی اعتقاد به خدا ندارد. وقتی از او سؤال میكنند: چرا این كار را انجام میدهی؟ میگوید: من میخواهم اسمم بماند كه بعنوان یك مخالف با این نظام، مخالف این، آمده یك شخص این كار را انجام بدهد. یعنی برای بقاء شخصیت ظاهری خود حتّی این عمل را میآید انجام میدهد.

