نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم
5حالا روی این جهت امام صادق علیهالسّلام كه میفرمایند: بنده نباید تدبیری برای خود بیندیشد. آیا منظور از این نیندیشیدن بینظمی است؟ بی تدبیری است؟ برنامه ریزی نكردن است؟ انسان برنامه برای زندگیش قرار ندهد؟ این كه اصلًا سنگ روی سنگ بند نمیشود. در جلسه گذشته عرض شد تمام مسائل زندگی ما، مسائل اجتماعی و مسائل شخصی، تمام اینها، مسائل سلوكی، مسائل عبادی و مسائل تجاری، تمام اینها در تحت یك محوریت و در تحت یك قانون در نظام مكاتب الهی و در نظام اسلام شكل میگیرد. آن محوریت عبارتست از محوریت توحید. این ملاك را ما در اختیار داشته باشیم كه ملاك، ملاك توحید است این ملاك را اگر در اختیار داشته باشیم هم سعادت دنیا وآخرت را برای خود تحصیل كردیم و هم به جامعه و به تمدّن هدیه دادهایم. این ملاك كه ملاك توحید باشد تمام مسائل و مصائبی كه الآن بر بشریت بطور مطلق میرود و خواهد رفت همه برای این جهت است كه این مسأله محوریت و مسأله توحید را الآن كنار گذاشتهاند. این میخواهد به این نفع برسد؛ برای رسیدن به آن نفع طبعاً باید یك عدهّای را كنار بگذارد. آن هم متقابلًا میخواهد همین عمل را انجام بدهد، طبعاً بین این دو اصطكاك خواهد شد. در زمینه تجارات، در زمینه معاملات، در تمام زمینهها. راجع به مسائل معاملات و اینها، عبادات و مسائل شخصی، بعداً صحبتهایی در این زمینه خواهد آمد. در مسائل سیاسی پایه و اصل و اساس حركت سیاسی در مكاتب الهی، پایه اساس توحید است. نه این توحید لفظی كه ما داریم میگوییم، این را همه میگویند. توحید عملی، توحید عملی. یعنی محور را «اللَه» قرار دادن و خود را از این محوریت بیرون آوردن. ما محور را خودمان قرار میدهیم، اللَه را واسطه برای خود قرار میدهیم، اللَه را وسیله قرار میدهیم. پیغمبران را وسیله قرار میدهیم. یك اشتباهی انجام میدهیم بعد میگوییم كه: فلان شخص هم در زمان امیرالمؤمنین هم اشتباه میكرد. یك اشتباه انجام میدهیم بعد میگوییم: اشكالی ندارد امام هم اشتباه میكند، لازم نیست حتماً در همه مسائل معصوم باشد. یك كار غلطی از من سر میزند بعد میگویم: مسألهای نیست، این اشكالی ندارد، در همه زمانها اینطور بوده، در زمان رسول خدا اینطور بوده، در زمان امیرالمؤمنین اینطور بوده، مشكلی نیست.

